Saturday, July 01, 2006

اين نطفه‌ی ِ دروغ

در چامه‌ی ِ شاه‌بهرام ، به مسلمين می‌گويد : زادگان ِ دروج .
ناصر ِ خسرو ، خطاب به آخوند ( که آن‌وقت هنوز نام‌های ِ ديگری داشته ) می‌گويد :
-------------------تو فرومايه پدرزاده‌ی ِ شيطانی !
( بايد بگويم که ناصر ِ خسرو تقصير ندارد . تازه به روزگار ِ ما‌ست که مهدی سهرابی ، و شايد ديگرانی ، کشف کرده‌اند که شيطان همان اهوراست ، و الله همان اهريمن ! )


ناصر ِ مکارم ، که آن‌وقت‌ها هنوز به درجه‌ی ِ اشتهاد نرسيده بود ، کتابکی داشت به نام ِ « طبيعت در قرآن » يا چيزی از اين قبيل ( شايد هنوز هم آن را داشته باشم ، چون به قول ِ وارطان کاغذش سفت است و به درد ِ استنجا نمی‌خورَد ) . نام‌برده ، در اين کتاب ِ سراپا دروغ و ياوه ، از جمله تف داده بود که : ترتيب ِ نام‌بردن ِ قرآن از مراحل ِ حيات يا مراتب ِ موجودات ِ زنده ، - نبات ، حيوان ، انسان – ( و شايد در زيرمجموعه‌ی ِ حيوان ، اين که نخست از خزنده نام برده ، بعد پرنده ، بعد فُلان ) برداشت کرده که : پس قادر ِ متعال از نظريّه‌ی ِ داروين آگاه بوده ! چه افتخار ِ بزرگی !!
تا مدّت‌ها ، يعنی به روزگار ِ خام ِ نوجوانی ، - و شايد بيشتر ، تحت ِ تأثير ِ دروغ‌های ِ فريبنده‌تر ِ جوانک ِ گمراه ِ مزينانی – درگير ِ اين ياوه مانده بودم . و بعدها بود که متوجّه شدم و دانستم که به طور ِ کلّی قدما در تبويب ِ مراحل ِ حيات ، نه تقدّم که تنزّل ِ مرتبه را عيناً به همين وجه رعايت می‌کرده‌اند . شيطان نکناد که آخوند سولاخی گير بياوراد !!


?
در حين ِ خواندن ِ اثر ِ هنوز هم بی‌مانند ِ ذکاءالملک محمّد علی فروغی ، « سير ِ حکمت در اروپا » ، بخش ِ مربوط به داروين .

1 comment: