Tuesday, November 19, 2013

ابلها نصوحا که بهرِ مالاندن چار سياسوله...

ابلها نصوحا که بهرِ مالاندن چار سياسوله، طومارطومار قصّه‌یِ رسوايی بر زبان‌ها افکند و، خود را گه‌مخوار داده، زاهد شد!!
...

رفت بايد زی سوئد؛ کآنجا بُوَد
جنّت‌المأویٰ و، جانان نيز هم
گر به دلّاکی نمايندم قبول
مزد نستانده؛ دهم جان نيز هم!

https://www.facebook.com/fardayerowshan/posts/397264300404595



Turkish Hammam for ladies with MEN's dallak in Sweden!
ويديو کليپ ديدنی از حمام سنتی و لوکس زنانه به‌سبک ترکی با «دلاک‌های مرد» در سوئد که از دختران و زنان جوان ترک و اروپايیِ مشتری حمام پس از انجام مراحل کيسه‌کشی، کف‌مالی، ليف‌زنی، حوله خشک و ماساژ، با قليون و چای در استکان کمرباريک پذيرايی می‌شه! خانوم‌های جوان در حمام، بيکينی بر تن دارن و آقايونِ دلاک مجاز به سکس با مشتريان حمام نمی‌باشن. در ضمن اين حمام برای تکميل پرسنل خود، دلاک مرد استخدام می‌کنه!
https://www.facebook.com/photo.php?v=717683568260128


نگاشت‏ از ‏‎NeginTV‎‏.

Sunday, November 10, 2013

ای کهکشانِ راهِ شيری! هان!

(بر کناره‌یِ خبرِ "وجود ميلياردها سياره شبيه زمين در کهکشان راه شيری")
ملياردها سيّاره مانندِ زمين داری؟
هان!؟ راست می‌گويند اين‌ها، ای کهن‌بنياد؟!
زی من، فقيرِ ديرباور، سخت باشد؛ ليک
داری اگر، نوش‌ات! مبارک! خانه‌ات آباد!!
ليکن، بگو با من که آن‌جا وضع بر چه پايه و منوال
می‌گردد و گشته بنا؟ - بر داد، يا بيداد؟
آيا درآن ملياردها همچون زمين يک‌ريز
غوغایِ جنگ است و جنون و جهل و گاداگاد؟
يا خيلِ انسان‌هایِ آن ملياردهایِ دور
دورند زين ناکام‌روزی، قهر، کين، فرياد!

آن‌جا هم ار با آسمان‌اش سايه‌یِ امنِ امانی نيست
وانبوهِ آدم‌هاش، جان‌سيرند و خونين‌دل، غمين، ناشاد؛
بی‌پرده بشنو: کهکشانِ راهِ شيری! هان!
نام‌ات، هميدون، گُه‌کشانِ راهِ کيری باد!!

01:30 بامدادِ دوشنبه، 20 آبان 1392، 11 نوامبر 2013
$
بدلِ -شايد- مرجّحِ بيتِ آخر (11:30 هم‌امروز):
بی‌پرده بشنو: کهکشانِ راهِ شيری! های‌ی‌ی!
نام‌ات، ازين‌پس، گُه‌کشانِ راهِ کيری باد!!

?
يادآوری:
يک مصرع، جايی، و يک بيت، جایِ ديگر، اضافه‌وزن دارد. و کاملاً به‌عمد چُنين فربه سروده‌کرده شده! خيال‌تان آسوده باد!

&
لينکِ خبر:
http://www.radiofarda.com/content/f3_billons_planets_milkyway/25159564.html
https://www.facebook.com/radio.farda/posts/10151985081518841

Friday, November 08, 2013

بنازم به اين درکِ عميق و بی‌واسطه از "سرچشمه‌یِ هستی"

بنازم به اين درکِ عميق و بی‌واسطه از "سرچشمه‌یِ هستی"
از سفرنامه‌یِ ابنِ فضلان (ص79)
::::
(معرّفیِ کتاب؛ از سايتِ «دانلود رايگان کتاب»)
سفرنامه‌ی ابن فضلان مورخ و سياح عرب يکی از مهمترين منابع تاريخی متعلق به قرن چهارم هجری (دهم ميلادی) است که شرح نسبتا کوتاهی است از مسافرت وی به سرزمينهای ترکان و اسلاوها در مناطق شمالی و از چنان اهميتی خصوصا برای مورخان روسی برخوردار است که اثر وی را جزو نادر منابع شناخت تاريخ روسيه و قبايل اسلاو و عادات و آداب و رسوم آنان در قرن دهم ميلادی به شمار می‌آورند. جالب آنکه فيلم مشهور (سيزدهمين مبارز) با بازی آنتونيو باندراس بر اساس اقتباسی آزاد از اين سفرنامه ساخته شده است که باندراس در اين فيلم نقش نجيب‌زاده‌ای عرب به نام (احمد بن فهلان) را بازی می‌کند که توسط خليفه به سرزمينهای دوردست شمالی تبعيد شده است.

&
http://book.behtarin.com/1391/دانلود-کتاب-سفرنامه-ابن-فضلان.html

J
لينکِ ديگر برایِ دانلودِ «سفرنامه‌یِ ابنِ فضلان»
http://irannamag.files.wordpress.com/2013/11/safarnameye_ebne_fazlan.pdf

}
و ايضاً؛
عبيدِ زاکانی؛ رساله‌یِ دلگشا:
«مولانا سعدالدّين مولتانی در مجلسِ شيخ صفی‌الدين حاضر بود و زيرجامه در پا نداشت. شيخ می‌گفت سرچشمه‌یِ وجود چنين بوده است، و بيانی می‌کرد. مولانا گفت: سرچشمه‌یِ وجود نه آن است که شيخ می‌فرمايد؛ و کير بديشان نمود که سرچشمه‌یِ وجود اين است.»
کلياتِ عبيد، چاپِ دکتر محجوب؛ ص313

$
اين ويدئویِ زيبایِ عاشورايی را هم از دست ندهيد... +++18
http://www.youtube.com/watch?v=C460VByjZGY

>


~
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=298554243608935&set=a.119979048133123.20615.100003630847717&type=3&src=https%3A%2F%2Ffbcdn-sphotos-b-a.akamaihd.net%2Fhphotos-ak-frc3%2F488222_298554243608935_1980214784_n.jpg&size=626%2C229

Tuesday, November 05, 2013

کی...؟!

(و لهُ ايضاً؛ در تمنّیِ می‌خوارگی و خوگ‌بارگی فرمايد)
کی دمی روزگارِ رذلِ شرير
شاخِ کينه برون کشد ز فقير
تا به کوریِّ چشمِ دين، بشوم
شارب‌الخمر و آکل‌الخنزير!!

حضرتِ خودمون
فی‌التواريخِ الفنج‌شنبه، ثانیِ آبان 92. اندر بلده‌یِ شريفه‌یِ نوشهير (فرموديم که: تویِ پياده‌رو! جلو بيم!)

C
رفتيم امضایِ پليس و، مختصری دوسه نارنگی و انار و خيار و گوجه، و... رسيديم حوالیِ حولی و، چند لحظه‌ای جلوِ BIM ايستادم که همدم و همسر و همراه‌ام (منظورم يک نفره ها! سه‌تا زوجه که ندارم!) يک پاکت شير بگيرد و بتمرگيم خانه! همين‌جور که منتظريده بودم، يگ‌هاب ديدم برشته‌یِ عزيزِ شعرا، موسوم و ملقّب و مُعَنوَن به «علياحضرت الهام‌باجی»، نزولِ اجلال فرمودند.
ماحصل اين بديهه‌یِ محترمه بود که ملاحظه فرموديديد! کم و زيادشو به بزرگواریِ باجی ببخشين!!

&
النّشرالنّخست:
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=390609307736761&set=a.106100846187610.6557.100003630847717&type=1

D
خيلی بعد‌التحرير (شنبه، 11 آبان 92، حدودِ يک و ربعِ ظهر):
دوستِ شاعر و نازنين، مهدی ف... (فيس‌بوکاً)، کامنت داده، منظوم:

ما که عمری است شارب‌الخمريم
آمر آدمی به اين امريم
ما که هستيم آکل‌الخنزير
ناهی مردم‌ايم ازين تزوير
ما که مأبون دهر بی‌پيريم
آرزومند ... و ...
پس چرا خوش به ما نمی‌گذرد؟
غير غم کس به ما نمی‌سپرد؟

و هذا پاسخی:

لابد عيبی به خمرهاتان هست
يا که خنزيرهای‌تان پيرند
اُبنه هم گر نمی‌شود ارضا
شايد آن‌ها که... بعله، اکبيرند!

بشنو از من، فرند! مهدی‌جان!
عرقِ خوبِ دست‌ساز بخور
همچُنين، خوک‌بچّه بريان کن
وآن‌يکی نيز، تخته‌گاز بخور!

بايد امرد ز بيست سر نَبُوَد
ساده‌رو، اوستا و نيک‌ذکر
جایِ من‌بنده سخت خالی کن
سير مست‌اش کن و، بخواب دمر!

ور افاقه نکرد اين آيات
خفته اقبال‌ات و، نداری راه
خيز و تا دسته، کونِ من بگذار
وحدهُ لا الٰهَ الّا باه!!

و باز، آن نازنين فرموده (و هذا چقدر شيرين!):
+++++ عمر نوح ++++++ (فقط البته بهر مزاح):

امر امر مطاع باشد و بس
خود بيارا که کرده‌ايم هوس...

ضرطه‌ای شد به گوزدان واصل!

عسکر، ز کونِ دنيا
ضرطيد و، غَرْررت‌ت‌ت! واداد!
عنْ‌اَذبيا خلا بود
روح‌اش، قرينِ چُس باد!!

حبيب الله عسگراولادی مسلمان (زاده ۱۳۱۱ خورشيدی و درگذشته ۱۴ آبان ۱۳۹۲) سياستمدار و بازرگان ايرانی بود. وی يکی از نامزدهای چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوری ايران و وزير بازرگانی در دولت اول ميرحسين موسوی بوده است. وی از اعضای حزب موتلفه اسلامی بود. وی در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری ايران ازمحمود احمدی نژاد حمايت کرد. برادر او اسدالله عسگراولادی از تجار معروف تهران و رئيس اتاق بازرگانی ايران و چين است.
عسگراولادی پس از انقلاب اسلامی، مسئوليت‌هايی همچون نمايندگی ولی فقيه در کميته امداد امام خمينی را برعهده داشته و تا پيش از فوتش رئيس شورای مرکزی کميته امداد و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. وی که از مردادماه سال ۱۳۹۲ به علت نارسايی قلبی و گرفتگی عروق بستری شده و تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود، در چهاردهم آبان ماه همان سال درگذشت.
...
http://fa.wikipedia.org/wiki/حبیب‌الله_عسگراولادی

×××
نوشتارگرِ بسياربسيار متخلّق به اخلاقِ شريفه‌یِ گوزنامه‌نگاریِ علمیِ ويکی‌پديا، اين قاتل و جانی و خلایِ بالفطره، اين دزدِ پاچه‌ورماليده‌ی رحمانی، اين راهزنِ قدسیِ الهی را «سياستمدار» و «بازرگان» می‌نامد!
خوب شد مصداق اين دو واژه را هم بياموختانده‌مان کرد!

https://www.facebook.com/fardayerowshan/posts/391974684266890

Sunday, November 03, 2013

اندوهِ لبنان

غرّد چو اژدر، "حضرت" اندر مُشت، ما را
کای بی‌پدر! اندوهِ لبنان کُشت ما را!!

***
دختران دانشجوی لبنانی در بيروت
عکس: پيکچر آليانس/ خبرگزاری آلمان
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=3945842416911&set=a.1055496520070.2008306.1605549772&type=1&ref=nf

اين را هم حتماً ببينيد!
http://unique-antique.blogspot.com/2010/01/blog-post.html

:::::::::::::::::::::
https://www.facebook.com/fardayerowshan/posts/144529022380483

رقابتِ عشقیِ حسين و يزيد

(افواهيّات‌الشّيعه!)

روايتِ ديگری نيز هست، يا لااقل من اين‌طور شنيده‌ام (و گويا بايد گفت: هذا مِن افواهيّات‌الشّيعه!) که:
يزيد، عمرو عاص را به خواستگاری می‌فرستد. در راه به امام حسين می‌رسد؛ حضرت می‌پرسند: کجا ملعون؟ می‌گويد: يا حضرتِ امام حسين عليه‌السّلام! به خواستگاریِ فلانه زن می‌روم، از برایِ يزيدِ کون‌برشته (لعنة‌الله عليه!) و البتّه، خودِ من هم چلاق و بی‌ميل نيستم و چکّشی چند از بهرِ خويش خواهم زد. حضرت می‌فرمايند: برایِ ما هم بگو!
عمرو عاصِ ملاعين نزدِ هلو رفته و تمنّایِ هرسه چِزليس را طرح می‌کند. زن می‌گويد: می‌خواهم با خودِ تو مشورتِ کنم. تو چه می‌گويی؟ آن ملاعين می‌فرمايد:
اگر می‌خواهی دنيا را داشته باشی، يزيد؛ اگر آخرت و بهشت می‌جويی (غلمان هم دارد ها!)، حضرتِ سيّدالشّهدا عليه‌السّلام؛ و چنانچه نه دنيا می‌خواهی و نه آخرت، مرا انتخاب کن!
بديهی‌ست که زن، سرورِ و سالارِ شهيدان را (مع غلمان) ترجيح می‌دهد...

و از اين‌جاست که گفته‌اند: عمرو عاص در مشورت خيانت نکرد!!



&
متنِ عکسی از: وبلاگِ نقدِ قرآن
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=573051112768390&set=a.407325269340976.96727.407320509341452&type=1&relevant_count=1&ref=nf

Friday, November 01, 2013

صبا، آنگه که اندر حوزه بودم

...
صبا، آنگه که اندر حوزه بودم
شبانگه تا سحر، چون جسرِ بغداد
دعایِ مام، حرز و گردن‌آويز
مجرّب‌پندهایِ باب، در ياد
هلوفيضيّه‌ام چون قبّه‌یِ برف
مطبّق، نرم، نازک، مُعطی و راد
ولع، کنده فسار از شوقِ انفاق
به‌دور از کُره، تف از خويش و، دلشاد
ز صدر و ذيل آن مخروبه مدرَس
کشيده صف، هميدون گاد بر گاد
دعا می‌کردم، از خيلِ رونده
يکی بر شانس‌رگ کوبد، به‌بيداد
نمی‌پنداشتم "قاضی‌القضاتی"
بُوَد اجرم ازآن فيضيّه‌یِ داد!
به‌پاسِ آن‌که قدّيسانِ حضرت
شباشب، بوده‌اند از فيضِ من، شاد
وزين نشئه که اينک! اين من‌ام! من!
که فتوی می‌دهم بر جمعِ اضداد!
ببخشم اين جوان را تا ببينيد
خدای‌ام من، که جان بگرفت و جان داد!!

‏پنجشنبه و سه‌شنبه‏، 2 و 7 آبان 92، 24 و 29 اکتبر 2013

C
مأخذالافاضات:
http://www.radiofarda.com/content/f8-larijani-says-the-executed-man-will-be-pardoned/25146238.html

::::::
پی‌دی‌اف:
http://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2013/11/larijani.pdf

گوهرِ شريعتِ اسلام

گوهرِ شريعتِ اسلام، رحمانيّت و رحمت است. اين حقيقت را هنگامی می‌توان به‌خوبی شناخت که به‌ياد آورد که «الله» حکيم است، و همه‌ی افعالش با «حکمت» سروکار دارند؛ از اين‌رو احکامِ اسلامی و حکومتِ اسلامی نيز همه جوهرِ حکمت دارند. حکمت چيست؟ حکمت، به‌کاربردنِ «شرّ» برای رسيدن به «خير» است. ازآن‌جا که الله، عالم به همه‌ی چيزهاست و غايتش، رحمت است، و می‌داند که انسان، جاهل و ظالم (تاريک‌کننده‌ی حقيقت) و کنود است، با «غضب» که «شرّ» است، می‌کوشد که انسان را به «رحمتِ بی‌نهايتش» برساند. اين است که با دادنِ عذاب و شکنجه و تهديد و قتل، به انسان «رحم» می‌کند و [او را] مشمولِ رحمت گسترده‌ی خويش می‌سازد. هرگونه عذاب و نقمت و تهديد و شکنجه‌گریِ الله به انسان، به‌‌غايت همين ايجادِ «رحمت و رحمانيّت» اوست. مسئله‌ی بنيادی، اين است که بايد ديده‌ی ژرف داشت و در زيرِ قهر و عذاب و شکنجه‌ی الهی، اين رحمتِ بی‌نهايتِ الله را ديد و ازآن به‌حدِّ اعلیٰ لذّت برد. روشنفکرانِ دينی، به‌جای ساختنِ اسلام‌های کذائیِ رحمانی، بايد به ملّت بياموزند که چگونه در زيرِ پوششِ قهر و غضبِ الله، می‌توان مغزِ لذيذِ رحمتِ الله را چشيد. بايد شيوه‌های گوناگونِ «ماسوخيسم» را به مؤمنان بياموزند تا از عذاب و شکنجه و کشتار حکومتِ اسلامی، رحمتِ بی‌اندازه‌ی الله را ببينند و ازآن کام ببرند.

منوچهر جمالی
http://www.jamali.info/index.php

œ
(با اندکی ويرايش، از م. سهرابی)

وای سلطان‌پور!

وای سلطان‌پور! دادی موضع‌ات
جنگ با شاخِ کهن‌گاوِ وطن
فابريک‌ات گشت چون دروازه‌غار
بعد ازين نادر، نه تو ديگر نه من!!

25 مهر 92

اين موضوع، برایِ من، به‌خلافِ بسياری از هم‌بی‌وطنانِ عزيز، که در اين چند روزه، راجع به آن، داغ و جدّی و پراهميّت قلم زده‌اند، اهميّتِ چندانی ندارد؛ به دو دليل:
1. به‌نظرِ من، گويه‌یِ نادر سلطان‌پور، فاقدِ آن معنا و منظوری بود که ازآن برداشت شد و می‌شود. مورد، فقط و فقط، يک –به‌اصطلاح- اشتباهِ لپی بود. به‌ويژه که نه در اجرا و اعلامِ يک متنِ ازپيش‌آماده‌شده‌یِ خبری، که در يک «گفت‌وگو» به‌زبان آمد. بديهی‌ست که هرکسی ممکن است در حينِ سخن، دچارِ کژبيانی و ضعفِ اظهار شود.
2. ... (شده نيمه‌شبِ چهارشنبه، اوّلِ آبان...)
فعلاً حال‌ام خوش نيست... شايد بعداً نوشتم...
عجالةً همان دو بيتِ جدّیِ شوخی‌وار کفايت می‌کند!
...

اندرحاشيه‌یِ گيس‌وگيس‌کشیِ نعيمه‌هلو و مسيح‌چِلو

(برچسپ: ادبيّاتِ بيت‌الخلا)

از بی‌شمار هنراتِ قدسی و ملخوتیِ نظامِ اقدسِ الهی، يکی هم، هميدون فروريدنِ غَرتاغَرت نابه‌هنجار و ميشومِ گوزنامه‌نگارجماعت بود...
و سلام و صلواتِ بلند (به‌قدرتِ 124000 گيگاگوزِ تمام و مستدام) بر جهانِ مَتمَدَّنِ غرب و حقوقِ فَشَل‌اش باد که از واسه‌یِ ما مردمکانِ دزدزده‌یِ الله‌کوب، هوين‌جور فرتافرتافرت، چهرگانِ نخبگانِ جهان‌شمول می‌بتراشد؛ که ای دسته‌بيل!!
...
چُسی گوزيده و، گوزی، چُسيده؛ عن عَلَم کرده
که تخمِ مسترابِ قدسی از غم صد ورم کرده!!

::::
پنجشنبه، 2013/10/17

$
...
http://khabarkhoon.com/Tag/مسیح-علی-نژاد
نعمه اشراقی صدای مسيح علی‌نژاد را هم درآورد
http://dana.ir/news/18881.html
واکنش مسيح علی‌نژاد به تکذيبيه‌ی اشراقی
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/256570/واکنش-مسیح-علی‌نژاد-به-تکذیبیه-اشراقی

در همين زمينه:
واکنش تند پسر شهيد همت به نوشته‌ی توهين‌آميز نعيمه اشراقی
http://dana.ir/News/18815.html
فرزند «شهيد همت»: جلوی دُرفشانی‌‌های نعيمه اشراقی را بگيريد!
http://news.hasanagha.org/?p=1559