Samstag, Juli 22, 2006

رستم و اسفنديار

کنون رزم ِ ويروس و رستم شنو
دگرها شنيدستی اين هم شنو
که اسفنديارش يکی ديسک داد
بگفتا به رستم که ای نيک‌زاد
در اين ديسک باشد يکی فايل ِ ناب
که بگرفتم از سايت ِ افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار
که من گشنمه نون ِ سنگک بيار
جوابش چنين داد خندان طرف
که من نون ِ سنگک ندارم به کف
برو حال می‌کن بدين ديسک ، هان !
که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی ِ خانه‌اش
شتابان به ديدار ِ رايانه‌اش
چو آمد به نزد ِ مينی‌تاورش
بزد گرز بر دکمه‌ی ِ پاورش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مر آن ديسک را در درايوش گذاشت
نکرد ايچ صبر و نداد ايچ لفت
يکی ليست از روی ِ ديسک او گرفت
در آن ديسک ديدش يکی فايل بود
بزد انتر آنجا و اجرا نمود
کزان يک دم و شد همان دم عيان
يکی فيلم و موزيک و شرح و بيان
به‌ناگه چنان سيستم‌اش کرد هنگ
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر‌باره ريست نمود
همی‌کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت ِ بد ِ خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد ِ رستم شنود
بيامد که ليسانس ِ رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکل‌اش
وز آن ديسک و برنامه‌ی ِ خوشگل‌اش
چو رستم بدو داد قيچی و ريش
يکی ديسک ِ بوتيبل آورد پيش
که برنامه‌ای اندر آن ديسک بود
بر‌آورد آن را و اجرا نمود
به‌ناگه يکی رمز ِ ويروس يافت
پی کشف ِ امضای ِ ايشان شتافت
چو ويروس را نيک بشناختند
مر از بوت ِ سکتور بر‌انداختد
به خاک اندر افکند ويروس را
تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش
که اين‌بار بگذشت از پل خرش
دگر‌باره امّا خريّت مکن
ز رايانه اصلاً تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر ديسک ز اسفنديار


&
مأخذ :
http://labkhand2.blogfa.com/post-12.aspx


?
تصرّف ِ من ، منحصر است به دوسه فقره اصلاح و به‌گزينی ِ قياسی ِ : به جای « لفت » ، « لغت » آمده بود ( که آشکارا ، اشتباه ِ دکمه است ! ) ؛ و ديگر در يک مصرع - نکرد ايچ صبر و نداد ايچ لفت – در هر دو مورد « هيچ » آمده ، و درست ِ آن همين است که آورده‌ام : ايچ ؛ که صورتی از « هيچ » است و در شاهنامه فراوان ديده می‌شود . و ديگر « از اسفنديار » را در مصرع ِ آخر به « ز اسفنديار » تغيير داده‌ام .

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen