Sunday, July 23, 2006

مرگ برايم عروسی است !

امسال هم مثل ِ سال‌های ِ قبل ، تابستان ، آب ِ مشهد جيره‌بندی شده .
حالا ساعت يک‌ربع به نه [ سر ِ‌ شب ] روز ِ‌ جمعه است ( منطقه‌ی ِ ما جمعه‌ها قطع می‌شود ) و هنوز از آب خبری نيست . دختربچّه‌ی ِ همسايه آمد که : خانه‌ی ِ شما هم آب وصل نشده ؟ نگاه کردم ، نيامده بود ( شک کردم که شايد خانه‌ی ِ آن‌ها مشکل ِ ديگری داشته باشد ) . باز دوباره آمد که : تلفن ِ شما وصل است ؟ گفتم بله ، بيا اگه می‌خوای زنگ بزنی . گفت : نه ، خودتون به سازمان ِ آب زنگ بزنين .
شماره‌ی ِ 122 ( اتّفاقات ) مشغول بود . از اشغال هم که بيرون آمد کسی گوشی برنداشت . چند بار گرفتم ، امّا انگار تعطيل بود ! تلفن مشترکين را هم گرفتم ؛ اگر‌چه روز ِ روشن هم پيدايشان نيست مگر برای ِ پوست‌کندن ِ مردم ؛ کسی گوشی را برنداشت .
ای به کلّه‌ی ِ پدر ِ تو حکومت ريدم . نطفه‌اش را با دروغ و شرارت بسته‌اند انگار . ( انگار ندارد که ! ) . در ايران هيچ مشکلی وجود ندارد . مشکل فقط يک چيز است : نظام ِ اقدس ِ الهی . همين ويرانه را دست ِ يهود بسپاريد ببينيد ظرف ِ پنج‌سال چه پارادايسی تحويلتان می‌دهد . مثلاً همين مشکل ِ کم‌آبی ِ مشهد : دروغ ِ محض است . حکومت ِ قدسی بايد شب و روز مردم را درگير ِ هزار و يک مسئله و مشکل ِ کوچک و بزرگ داشته باشد . اصل و اساس ِ آن بر ذلالت ِ انسان بنا شده . بيهوده که نمی‌گويم بايد روی ِ جلدش نوشت : مانيفست ِ ضدّ ِ بشر !
آن‌وقت اين آقای ِ اکبر ِ گنجی ، می‌خواهد برای ِ من نقش ِ رهبر ِ دمکراتيزاسيون ِ ايران را بازی کند . چرا نمی‌فهمی ؟ جمهوری ِ اسلامی نجات‌دادنی نيست . خودتو پاره‌پوره نکن جيگر !
...
نمی‌دانم تا کی بايد اسير ِ نکبات ِ شما پفيوزان باشيم ؟
هروقت خواستيد بکشيد آماده‌ام . چنان به تنگ آمده‌ام که مرگ برايم عروسی است نطفه‌های ِ بسم‌الله !

No comments:

Post a Comment