Wednesday, May 11, 2011

بيا بيا که هنر ويژه شد بر ايرانی!!

درِ خانه‌ی ياری از فيس‌بوک
که خود شاعر است و، ز اصحابِ بوک
برفتم که گويم سلامٌ عليک
که با هم بنوشيم می، يک‌دو پيک
عجايب يکی حالتی يافتم
کز آن‌جا همی روی برتافتم
نشسته بُد آن يار، بر منظره
به‌نظّاره‌ی ميمنه، ميسره
فرو ريخته از عُلیٰ، گنجِ گپ
يکی کيسه بر راست، يک کيسه چپ
همی نعره می‌زد: ببر ای گدا
کنون بهره‌ی خويش، از گنج ما
نيابی چنين گنج، جای دگر
هلا! تا توانی، بگير و ببر
ببين اين سخن‌های آراسته
که گيتی ازو کام جان خواسته
ببر، بی «پسند» و همی گپ مزن
به چرخ آی، مستانه بر گِردِ دَن
گدا کيست تا با چو من گپ زند
ببايد بَرَد گفتِ من، چون سند
به کار بزرگان، ز چون و چرا
فروبسته بايد دهان گدا
«پسند»ش نيايد هميدون به‌کار
بُوَد «ديدگاه»اش فرومايه، خوار
الا ای گريبانِ فهمِ تو چاک
فقط می‌توانی کنی «اشتراک»
«پسنديدم» تو، نيرزد به گوز
برو «ديدگاه»ات چو پشکل بسوز!
...
بشد حيرت‌ام، هم‌چو صد خيکِ باد
که رحمت به فردوسیِ نيک باد
گُزين گفته آن شاعرِ جاودان:
دموکراسی آموز زايرانيان!
ازين‌پس، شعارم بُوَد هر نفس:
هنر نزد ايرانيان‌ست و، فَس‌س‌س‌س...!!


سر سنت ميتيلاتوس قدّيس کبير بزرگ اعظم اسبق
ملقّب به «شاؤول‌بن‌اسرائيل‌بن‌يهوه»
17 ارديبهشت، 7 می 2011
http://www.facebook.com/msohrabi42


$
نسخه‌ی عکسی (فونتِ بدر)

No comments:

Post a Comment