Friday, August 12, 2011

به بنجل بريدند چون ناف‌مان

اين‌م يه مثنوی خيلی کوتاه؛ با التزام کلمه‌ی مقدّسه‌ی «بنجل»!
هديه‌ای ناقابل؛ محض رفعِ ملال؛ تقديم به م. سحر عزيز دلبند!
(م. سحر عزيز، همراه با اشتراک اين ويدئوی بسيار زيبا در فيس‌بوک، می‌نويسد:
سيرک مسکو. باب توجه ملايان! ای‌کاش چين به‌غير از بنجل‌آلاتی که در ازای غارت نفت ايران به بازار آخوندها سرازير می‌کند، اندکی از ذوق و هنرش را هم به اين محنتکده‌ی دستکار ملاها صادر می‌کرد.)




و اين‌هم مثنوی کوتاه فقير:

به بنجل بريدند چون ناف‌مان
چُنين است اوضاع و اوصاف‌مان
مشنگ‌ايم و ديوانه و کُسخل‌ايم
به عمر اندرون، منتر بنجل‌ايم
همی بنجل آرند يکسر ز چين
به ما بنجلانْ امّتِ بنجلين!
به‌جای «بتِ چين» حافظ‌پسند
شده سهم ما «بنجلِ آکبند»!!

No comments:

Post a Comment