Wednesday, August 31, 2011

ما چرا مردم بی نام و نشان را بکنيم

دوش پرسيدم از استاد در اين دوره وکيل
بايد آقای فلان يا که فلان را بکنيم
گفت آن‌را که در آن دوره به ناحق کرديم
مصلحت نيست در اين دوره همان را بکنيم
زين سلاطين و رجالی که در اين مملکتند
ما چرا مردم بی نام و نشان را بکنيم
دور پيشين که زمردان هنری ديده نشد
بهتر اين است در اين دوره زنان را بکنيم
گر کسی يافت نشد بين زنان لايق کار
من بر آنم که همان نسل جوان را بکنيم

&
https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid=218737274842130&id=170315739684284

http://lavateh.blogspot.com/2006/12/blog-post_05.html

$
اگرچه، غزل آن قدر ناب و زيبا و تمام واقع شده که آدم (يعنی همين سر سنت ميتيلاتوس قدّيس بزرگ اعظم) حيف‌اش می‌آيد در آن پارازيت ول کند، مع‌ذلک، وسوسه نگذاشت به حال خود باشيم...
:
باز اگر نسل جوان نيز نشد درخور فيض
بايد البتّه بزرگان جهان را بکنيم
در بزرگان جهان نيز اگر خير نبود
به عقب رفته و، شاهان کيان را بکنيم
باز، شاهان کيان گر که نکردند قبول
رستم، آن کرده به‌بر ببر بيان را بکنيم
ديگر اين‌بار، اگر باز غرض باقی ماند
جمله برخاسته و، کون و مکان را بکنيم!

دوشنبه، 31 اَمرداد؛ 22 آگوست 2011

2
PDF

No comments:

Post a Comment