Sonntag, Februar 25, 2007

مضحکه‌ی ِ الهی

از قديم و نديم گفته‌اند : لاف به غريبی ، گوز به آسياب .
و باز گفته‌اند : ما خودمان کاسب ِ قديمی ِ رسته‌ی ِ ذغال‌فروشان‌ايم ...
و ... و ... و ...
حالا اين يک‌مشت خرفستر ِ مذبوح ِ الهی ، به پندار ِ خودشان ، ما را سر ِ‌کار گذاشته‌اند ، و می‌خواهند رنگ کنند ، که مثلاً حواس‌مان از اين‌که هست پرت‌تر شود ، که – به‌عبارتی – نفهميم گوز ِ آخر را کی می‌دهند !

شهرام ِ جزايری عرب که رشوه‌هايش تا دامان ِ بيت ِ قدسی ِ مقام ِ عظمای ِ ولايت را تسخير کرده بود ( يادتان که نرفته ) ، حالا غريبه شده ، و زندانی . و اينک با کمال ِ مسرّت بگريخته است . چه زندانی ِ خطرناک و زبلی .
جالب بود . امروز صبح ( پنج‌شنبه ، 3‌/‌12‌/‌85 ) سازمان ِ « عربده – پک‌و‌پوز ِ قدسی ِ نظام » ( تلويزيون ) ، با يک مقام ِ مسئول ِ قضايی – امنيّتی ، يا انتظامی ، مصافحه می‌کرد ، و مردک در آخر ِ حرف‌هايش گفت : « ما می‌گرديم هر‌طور شده " شهرام " را پيدا می‌کنيم ... » .
دقيقاً از وی با نام ِ " شهرام " ياد کرد . از کی تا به‌حال زندانيان ِ مفسد و محکوم به اعدام ، اين‌قدر با مأموران ِ عالی‌رتبه‌ی ِ نظام خودمانی شده‌اند ، يا مأموران با ايشان صميمی ، که به نام ِ کوچک بسنده می‌شود !؟!
شب هم ، حيدری ميزگرد ِ يک‌دو نفره‌ای داشت لبريز از صميميّت و ريشخند . حاج‌آقايی به نام ِ حجّة‌الاسلام قربانی ، از " شهرام " می‌گفت و از مفاسد و اين مزخرفات .

q
مگر خودتان باور کنيد ، وگرنه همگان می‌دانند ( حتّی آنان‌که هنوز از مادر نزاده‌اند ) که در سرتاپای ِ سرزمين ِ ايران ، مفسد و فساد و مفسده‌ای جز جمهوری ِ اقدس ِ قدسی ِ الهی ِ نبوی ِ شرعی – اين بويناک‌ترين خرفستر - ، وجود نداشته و ندارد !
شما يک‌مشت نکبات ، تصوّر کرده‌ايد که ما مردم ِ ايران را مسخره می‌کنيد ؟ بيچاره‌های ِ مذبوح ! اگر اندکی چشم ِ بصيرت می‌داشتيد ، متوجّه می‌شديد که همين مردم ِ به‌ظاهر گول‌خواره ، طیّ ِ اين پروژه‌ی ِ 28 ساله ، بساط ِ 1400 ساله‌ی ِ دين‌تان را برچيده‌اند ؛ آن‌هم به دست ِ خود ِ شما تفالگان ِ الهی !
به‌زودی خواهيم ديد .


-------------------( ب 851204 )

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen