Sunday, November 09, 2014

ز چه در فسقِ لسان افکنی‌ام!؟ (ذيلی بر «مولانا! مولانا!»)

ذيلی بر «مولانا! مولانا!»
کامنت، در فيس‌بوک، در پاسخِ دوستی که فرموده:
«کر خيز می‌کنی يا مصاحبه، ای مهدی تخم جن!»

گيله‌مردا! ز چه در فسقِ لسان افکنی‌ام!؟

پيری دوگانه‌سوزم و، فَحل‌الملاعبه
با کفِّ زهد، شب‌به‌شب اندر محاربه
شيطان کُنادم ار بتِ گايسته‌ای هبه [1]
هم کـِـر خيز می‌کنم و، هم مصاحبه!!!


سه‌شنبه، 22 مهر 1393 ؛ 14 اکتبر 2014

يادواره:
ضمناً، دوستان! برایِ «بتِ گايسته» نيز، بيهودک جست‌وجو منماييد، که ما خود اندرِ کُمپلتستانِ واژه‌نامکان، نهمار بجوريده‌ايم و، نايافته!
خب، چرا اين‌قدر کس‌وشير تحويل می‌دی؟ جون بکن، اعتراف را بکن که «گايسته» را شخصِ ناشخيصِ خودِ بندِ تمبانی‌ات، به‌قياسِ "شايسته" و "بايسته"، برساخته کرده‌ای!
آری! چُنين کنند بزرگان، که کرد بايدشان!
که اعنی، واژه‌سازی، يکی از بايستارْ وظايفِ ايشان است؛ و ازيرا اگرچه نه به‌رغبت، که مع‌الاسف لاجَرَمانه، چو کرد بايدشان، ايدون همی‌کنند!



?
نسخه‌بدل:

[1] شيطان کناد لعبتی ار مر مرا هبه

No comments:

Post a Comment