Thursday, April 21, 2011

آيا کون کورش کبير احياناً «لق» بوده!؟

از فيس‌بوک ايميلی داشتم که در آن، به پيوستن به صفحه‌ای با اين عنوان دعوت شده‌ام:
«از facebook می‌خواهيم که صفحه‌ی "کون لق کوروش کبير" را حذف کند.»
http://www.causes.com/causes/604812
×××
با تشکّر از دوست نازنين، داعی عزيز،
به نظرم رسيد که بايد اين چند کلمه را بنويسم.
موضوع آن‌قدر برای‌ام دور از ذهن بود و با آن در عدم توافق به‌سر‌می‌برم که حتّی نخواستم بروم در خود صفحه اين را بنويسم؛ و لاجرم اين‌جا پلغوت می‌زنم:
...
بگذاريد که باشد...
همان‌گونه که دوستان کافر ما ملحدان، صفحه می‌گشايند که: «کون لقّ حضرت محمّد (ص)» و اَيضاً: «ريدم تو اسلام» و غيره‌ذلک، کسانی هم که کورش را نمی‌پسندند بايد اين اختيار و آزادی را داشته باشند که چنين صفحه‌ای باز کنند!
سال‌ها پيش، در پاسخ برخی از دوستان که اعتراض می‌کردند که چرا به اسلام (ناب محمّدی) توهين می‌کنی، فرموده‌ايم: چيزی يا مقوله يا شخصی که می‌توان به آن/او اهانت کرد، (و خود فعل «اهانت‌کردن» که به گوينده نسبت داده می‌شود، گواه روشنی‌ست بر «اصابت حقيقی اهانت!»)، بی‌هيچ ترديد «درخور اهانت» است؛ وگرنه، شما بفرماييد جلو من، مثلاً شب و روز به رستم و سياوش و کيخسرو، به کورش و زرتشت و مانی، يا خيّام و فردوسی، يا نيما و هدايت، و ساير کسانی که من دوست‌شان دارم، فحش بدهيد؛ اگر من ناراحت شوم، دليل است بر اين‌که: اين بزرگان، استعداد «وهن» دارند، يعنی می‌توانند «مورد اهانت واقع شوند»! بنابر اين، من نمی‌توانم از «موهن‌بودگی» ايشان جلوگيری کنم؛ ولو که دانه به دانه‌ی شما دوستان را پخ‌پخ فرمايم!! و امّا، ازآن‌جا که اين بزرگان –بدان‌گونه که من می‌شناسم‌شان- «دور از تقدّس»تر از آن‌اند که بتوان ايشان را به تير «توهين» زخم زد، به شما اجازه می‌دهم که هرجا فحش بکر و نداده‌ای هم سراغ کرديد، نثار کنيد؛ امّا پيشاپيش عرض می‌کنم که: خود را بيهوده رنجه مداريد، چون اين‌ها «مقدّس» نيستند که بشود به ايشان «توهين» کرد!!
...

حالا دوست عزيز، آيا به نظر شما، «کورش» از آن جنس و نوعی است که با «کون لقّ‌اش» گفتن، «کونْ‌لق» می‌شود؟! اگر می‌شود که، وای به حال کورش؛ زيرا: امروز رفيق من آقای فيسه‌بوک اين صفحه را محض رضای شما می‌بندد، فردا را چه می‌کنيد؟ می‌خواهيد تيغ ورداريد!؟
نه عزيز من!
من با چنين حرکتی ابداً موافق نيستم...
می‌دانم که ممکن است از من دلگير شويد؛ امّا من بنا به فهم ناچيز خود، آنچه را که می‌فهمم بيان کردم. همين، و نه بيش‌تر. و خواهش‌ام اين است که به‌جای ميدان‌دادن به انديشناکی از آن صفحه، هرچه‌بيش‌تر در شناساندن کورش بکوشيد...
شاد و سربلند باشيد.

&
نشر نخست (فيس‌بوک):
http://www.facebook.com/notes/mehdi-sohrabi/%D8%A2%D9%8A%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A8%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%8B-%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87/206008496088749

No comments:

Post a Comment