Tuesday, January 28, 2014

ممّد نبودی ببينی ممّد شاکار کرد!

شکايت وزارت اطلاعات از محمد نوری زاد

امروز با شکايت وزارت اطلاعات مرا تحت الحفظ بردند کلانتری 120 سيدخندان. به اتهام : ايجاد مزاحمت. تعجب می کنيد؟ پرونده ای تشکيل دادند با همين عنوان: ايجاد مزاحمت محمد نوری زاد برای وزارت اطلاعات. دراين پرونده، وزارت اطلاعات مدعی شده که من برای دم و دستگاه کهکشانی اش مزاحمت فراهم کرده ام. حالا قضيه چه بود؟

امروز صبح ساعت ده با اتومبيل خود يک راست رفتم از در تو. کدوم در؟ درِ شمال. مجاور بزرگراه همت. يک صفحه ی پت و پهن فلزی از زمين آمد بالا که راه را بر ورود من ببندد. وبست. خيال ورود که نداشتم. نگهبان وظيفه جلو دويد که کجا؟ همينجوری گفتم: با جناب وزير قرار ملاقات دارم. برگشت و رفت. تا هماهنگ کند و برگردد. بر که گشت، گفت: هماهنگ نشده. من که خود خالق داستان بودم گفتم: بيشتر بگرد. گشت. اما خبری از هماهنگی نبود. گفت: لطفا بيا عقب راه ديگران را سد نکن. رفتم عقب و درجايی پارک کردم و زير پل عابرپياده روی جدول کنار خيابان دمِ در ورودیِ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ايران نشستم به انتظار. می دانستم بالاخره يکی از آن دروازه ی مخوف بيرون می آيد. که آمدند. سه نفربودند. با کلت ها و دستبندهای بکمر بسته شده و هيکل های نسبتاً ورزشی.

تلاش کردند مهربان باشند. پرسيدند: داستان چيست؟ گفتم: چهارسال ونيم است که وسايل مرا برده ايد و نمی دهيد. کلی من کار و زندگی توی حافظه ی آن دستگاهها دارم. اين يک. دو هم اين که می خواهم بدانم چرا
...
کاملِ متن:
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=762089827151969&set=a.153879031306388.40015.153044948056463&type=1&relevant_count=1
در ستايشِ بزرگ فيلفسورِ مَبارزه با نظامِ اقدس‌جونِ الهی، سفيلِ چخ‌چخ و معاشقه: آسيدممّدآغا نوری‌زاد!
وزارت؟
اطّلاعات؟؟
شکايت؟؟؟
از؟!؟!؟!
محمّد نوری‌زاد!!!!!!!؟؟؟

نگو!! نگو!!!
ترانه‌م می‌گيره!!!

::::

ممّد نبودی ببينی ممّد چيکار کرد
رفت و رو مُخ اطّ لا عا تی ها کار کرد
چارتا دربونِ دربه‌در رو مچل فرمود...
کلّی آزار کرد!

می‌خواس که راندوو کنه، با وزير جونِ‌ش
هی دادشون قسم به جو نِ علی‌جونِ‌ش!
راهِ‌ش ندادن که آتيش بگيره کونِ‌ش!
بگيره کونِ‌ش!!

ممّد نبودی ببينی ممّد اصرار کرد
اصرار نگو! کاسب شد و، کلّی هم کار کرد!!

ممّد نبودی ببينی ممّد شاکار کرد
رفت توُ کلانتری، به‌زور، صرفِ ناهار کرد
گف فردا هم ميام همين جا وُ می‌شينم
اگر که زور پُرزور کنين، زيرم می‌رينم
زيرم می‌رينم
زيرم می‌رينم!

ممّد نبودی ببينی "ممّد" نبودی
"ممّد" اگه اينه، که تو، گوزممّد بودی!
هوه!
گوزممّد بودی!
های!
گوزممّد بودی!
گووووووز ممّـــــــــــــــــــــد بووووووودی‌ی‌ی‌ی!!!

بامدادِ سه‌شنبه، 8 بهمن 1392؛ 28 ژانويه 2014

No comments:

Post a Comment