Saturday, May 23, 2009

قطعه

( از اعترافات ِ سنت ميتيلاتوس )
روزگاری نه‌دور ، کشور ِ ما
راست بود و ، به ديگران سر بود
تا بر آن سلطه يافت ، ديو ِ دروج
راستی ، خود ، دروغ ِ ديگر بود !

هرکه دعویّ ِ کونْ‌درستی کرد
چون بديديم ، پاره‌کون‌تر بود
خود ، به يک ‌بار ، اعتراف نکرد
گرچه خردی‌شْ ، جنده‌ی ِ نر بود !
تا به کی اين رَجَز ، دروغ و ، کذا ؟
راست بوديم اگر ، که بهتر بود
بر و رويی چنين ، نگاده بُوَند ؟!
گاده‌اند آن که شکل ِ عنتر بود !
آن‌هم ايران ، که از قديم و نديم
همه دانيم ، محشر ِ خر بود !
گفته ايرج : سپوز ِ نر بر نر
نر ز نر ، ماده نيز از نر بود !!
چون غليواج ، خُلف ِ عُرف ِ حيات
که به ما خُلف ِ عقل سرور بود

پيشگامی سزاست ، دعوی را
تا نگويند : ايده ابتر بود
بنده ، ترسو و تکْ‌پران بودم
گرچه ميل‌ام بسی فزون‌تر بود !

880124

1 comment:

  1. درود فراوان بر تو باد

    نمیدانستم که چندین محفل حسن دیگر هم داری امروز سر زدم و لذت بردم باید در چند جائی لینکشان کنم

    اقا اینها از بمب اتم هم بدترند اینها بمب گه اند

    ReplyDelete