Thursday, February 26, 2009

مرگ را غارت كن

ز چه مي‌ترساند ما را ، اهريمن ؟
چه دگر مانده ز هستی‌مان ، با ما ؛ چه دگر ؟

ما اسيران ِ خموش ،
ما سيه‌روزان ، مغمومان ( ما باختگان از بنياد )
ما ، جوان‌هامان ، و جوانی‌هامان ، رفته به باد

خاك ِ ما دستخوش ِ ويرانی
روح‌مان ، زندانی
نام‌مان ، ايرانی

ما همان‌هاييم ، آشيخ ! دهاك !
كه تو كشتی ما را
كه تو ما را ،
زير ِ پای ِ پدر و مادرمان
زير ِ درگاهی ِ خانه [1]
دفن كردی .

ما ، همان‌هاييم
كه تو ، ده‌ها ، صدها ، چندهزاران‌مان را
كشتی و ، گفتی :
فاطمه ! اين را از من بپذير ! [2]

هيچ با ما نيست ، آشيخ ! دهاك ! [3]
اين كه می‌بينی ، می‌گويد
می‌گريد
می‌خواند
می‌آيد
می‌بيند
می‌ريند
...
جسد ِ ماست .
جسدی كه روح‌اش را ،
كشته‌ای تو .

ما را
وطن ِ ما را
- همه‌ی ِ هستی ِ ما را -
دين ِ بوگندويت
كشته‌ست .

هيچ با ما مردم نيست
جز مرگ
كه تو می‌خواهي .

پيشكش !
دِ ، بيا ، غارت كن
مرگ را از ما
آشيخ !
دهاك !
نطفه‌ی ِ بسم‌الله !
ريده‌ی ِ اهريمن !! [4]

870809
( 8.5 تا 9 . شب )

?
پابرگ‌ها :
[1] زير ِ درگاهی ِ خانه – حتّی برای ِ من ، كه از 58 ، از خمينی و حكومت ِ منحوس‌اش ، كينه‌ای داشته‌ام كه در 60 و 61 ، به كينه‌ی ِ خونی بدل شده ، نيز ، سال‌ها طول كشيده تا از شمّه‌ای از جنايات ِ الله – تبارك و تعالی ؛ مشهور به رحمان ِ رحيم - ، و ريدگان ِ وی ، آگاه گردم . بی‌شك ، هنوز بسيارند هم‌بی‌وطنانی كه از شرارت‌های ِ قدسی ِ اين نظام ِ الهی ، آگاهی ِ چندانی ندارند . چند سال ِ پيش ، از يك نفر مازندرانی – گيلانی شنيدم كه در برخی مناطق ، كشتگان را در آستانه‌ی ِ خانه‌ی ِ پدر و مادر ِ بيچاره دفن می‌كرده‌اند . چنين جنايت ِ بی‌شرمانه‌ای ، فقط از الله – اين خدای ِ بوگندوی ِ همه‌تن‌مرگ – برمی‌آيد و بس .
[2] فاطمه ! اين را ... – آنچه در آن ترديدی نيست ، صبغه‌ی ِ قدسی و افتخارآميز ِ كشتارهاست . مگر نه اين است كه مولای‌شان گفته است : تيغ از پی ِ حق می‌زنم ! ؟
[3] دهاک ، شكل يا يكی از اشكال ِ متأخّر ِ پهلوی ِ « اژی‌دهاكه » ی ِ‌ اوستايی است .
رواياتی از اسطوره‌ی ِ‌ < اَژی‌دهاک > که در دوره‌ی ِ پس از هجوم ِ شوم ِ جُندالله ( ريدگان ِ اهريمن ) پرداختگی يافته ، به‌گونه‌ای استوار ، امّا باريک و پوشيده ، دربردارنده‌ی ِ يگانگی ِ < اَژی‌دهاک – رسول‌الله > است . و از همه مهم‌تر ، وجهی از نام ِ هيولا که در اين دوران – از نام‌واژه‌ای عربی ساخته و پرداخته شده ، در اين يگانگی جای ِ ترديد نمی‌گذارد . در سيره ، رسول‌الله به < هميشه‌متبسّم > يا < بسيار تبسّم‌کننده > وصف شده ! ديگر چه می‌خواهيد ؟! – و برای ِ يگانگی ِ شيخ با اَژی‌دهاک ، تساوی ِ معادله‌وار ، امّا ساده‌ی ِ < اَژی = رسول‌الله > / و / < شيخ = رسول‌الله > ، بسندگی ِ تام دارد !
[4] ريده‌ی ِ اهريمن – در متن‌های ِ زرتشتی آمده است که اهريمن ، تفالگان و پس‌افتادگان ِ خويش را ، از < کون‌مرزی ِ با خود > پديد می‌آوَرَد !!
فوقی يزدی می‌گويد :
ز بيداد ِ عجوز ي دهر ، فرياد
که طفل ِ فتنه را از راه ِ کون زاد !
گويا نزديک شده بوده !

No comments:

Post a Comment