Saturday, March 07, 2009

شيره

يكی شيره‌ای ساختم من ، سره
كه در مدح ِ او ، خوانم اين منثره
چُنان خوش ، به رنگ و ، به طعم و ، به بوی
كه مانَد به زيباترين آرزوی
به زردی ، ز ترياك برتر شده
سرش بر سر ِ نشئه افسر شده
عدس‌واره‌ای زآن ، بَرَد بآسمان
سر ِ سركش ِ شاعر ، اندر زمان
كه بنشيند و ، گويد اين چامه را
دواند ، به كاغذ بر ، اين خامه را
سپس ، پشت ِ كامی ، زند دكمگان
پراگنده سازد ، جهان در جهان
كه تا هر كسی خواند اين مدح ِ خوش
رود از سرش ، رای و فرهنگ و هُش [1]
كند آفرين ، بر به معجون ِ من
كه تنگی فزوده‌ست ، در كون ِ من
سه روز است ، افتاده‌ام از خلا
بگو يا علی ، تا نبينی بلا !
( به صد ضرب ِ زور ار برينم همی
ز كون ، خود ، به‌جز خون نبينم همی )

بلی ، اين بُوَد سنخ ِ تفريح ِ ما
مكن خوشگلك ، طعن و تقبيح ِ ما
كه ما هم ، اگر در فرنگان بُديم
هميدون ، از آن شوخ و شنگان بُديم
به يك گوشه ، افتاده در ميكده
نه اين‌سان ، به دل در ، شرار ِ سده
نبوديم ، اين‌سان ، به افيون دچار
گهی نشئه و ، باز ، گاهی خمار

كنی از زيان‌های ِ افيون ، سخن
گرت گوش مانده ، تو بشنو ز من
نه مردی بُوَد ، بر در ِ پاچراغ
كنی قدْح ِ شيره ، به زور ِ اياغ [2]
گر اين‌جا ، تو بی‌باده ، يك‌مَه بُوی
بگو ، هرچه خواهی ؛ كه رد نشنوی
وليكن ، نشاشيده بر جای ِ سخت
مكن خودستايی ؛ بكن شكر ِ بخت !

من اين‌جا ، به افيون پناه‌آورم
كه تا خشتك ِ دين ِ حق بردرم
تو آن‌جا ، به می ، مانده بی‌عربده
من ِ شيرگی در نبرد ِ دده

نگه كن به‌انصاف و ، مگذر ازين
كزين شيرگی ، شير دارد حنين !

870812

$
GIF
?
پابرگ‌ها :
[1] بدل : خرد ، گويدش : هيس ! آهسته ! هُش !!
[2] نخست ، " كنی طعن ِ شيره ... " بود . و پيداست كه « قَدْح » - كه به همان معناست – برتری ِ بسيار دارد .

1 comment:

  1. با درود

    http://www.4shared.com/file/94332557/341fdeb5/_o
    nline.html?s=1

    شاید صفحه کمی دیر باز شود . دانلود کنید .

    همشو بخونید . به دیگران آگاهی دهید.

    ReplyDelete