Friday, November 01, 2013

صبا، آنگه که اندر حوزه بودم

...
صبا، آنگه که اندر حوزه بودم
شبانگه تا سحر، چون جسرِ بغداد
دعایِ مام، حرز و گردن‌آويز
مجرّب‌پندهایِ باب، در ياد
هلوفيضيّه‌ام چون قبّه‌یِ برف
مطبّق، نرم، نازک، مُعطی و راد
ولع، کنده فسار از شوقِ انفاق
به‌دور از کُره، تف از خويش و، دلشاد
ز صدر و ذيل آن مخروبه مدرَس
کشيده صف، هميدون گاد بر گاد
دعا می‌کردم، از خيلِ رونده
يکی بر شانس‌رگ کوبد، به‌بيداد
نمی‌پنداشتم "قاضی‌القضاتی"
بُوَد اجرم ازآن فيضيّه‌یِ داد!
به‌پاسِ آن‌که قدّيسانِ حضرت
شباشب، بوده‌اند از فيضِ من، شاد
وزين نشئه که اينک! اين من‌ام! من!
که فتوی می‌دهم بر جمعِ اضداد!
ببخشم اين جوان را تا ببينيد
خدای‌ام من، که جان بگرفت و جان داد!!

‏پنجشنبه و سه‌شنبه‏، 2 و 7 آبان 92، 24 و 29 اکتبر 2013

C
مأخذالافاضات:
http://www.radiofarda.com/content/f8-larijani-says-the-executed-man-will-be-pardoned/25146238.html

::::::
پی‌دی‌اف:
http://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2013/11/larijani.pdf

No comments:

Post a Comment