Thursday, September 27, 2012

ای بهترين...

(چامه‌ای در ستايشِ امامِ مظلوم: نقی)
&
از: نقايض‌الخيّاميّه و سايرالهزليّات

ای بهترين ائمّه‌یِ اطهارِ روزگار
سربابِ نسکِ ضُحکه‌یِ اشرارِ روزگار [1]
مظلوم‌وار، خسته‌یِ کنجِ خُمولِ خويش
بودی؛ چو در صدف، دُرِ شهوارِ روزگار
گم، نام‌ات از ميانه و، فضلِ تو ناشناس
بخت‌ات لميده در شبِ ادبارِ روزگار
نک، بردريده سترِ کسادِ قرون و، چُست
بگرفته راهِ رونقِ بازارِ روزگار
ای از خُمود برشده ناگه، زمان‌زمان
چون خرزه، زی قوابلِ ابکارِ روزگار [2]
گمنامیِ تو عينِ ستم بود و، عصرِ نت
شوريد بر حريفِ ستمکارِ روزگار
اينک، تو شهره‌ای؛ همه‌کس می‌شناسدت
پُر گشته از تو، ديده‌یِ نظّارِ روزگار
گشته امامِ عصر، کم از پشمِ خايه‌ات
نقشی، پريده‌رنگ، به ديوارِ روزگار
نازم به مامی‌ات، که تو را مرده‌ری‌ست صفر
زآن خارکسته حيدرِ کرّارِ روزگار! [3]
جز تو، امام می‌نشناسيم و، نيست کس
هم‌قدرِ تو، به پلّه‌یِ سنجارِ روزگار [4]
هر چرت و پرت، کز تو به دفتر کنند نقل
صد حکمت است و، زبده‌یِ آثارِ روزگار
ما شيعيانِ خلّصِ تو، خرزه کرده تيز
تا بردريم خشتک و شلوارِ روزگار
شاهين، شرِ شرورِ جهان، مدح‌خوانِ توست
گايد به نغمه، مادرِ انکارِ روزگار
زين‌پس "نقی نقی" نفتد از زبانِ دهر
ای بهترين ائمّه‌یِ اطهارِ روزگار!

سر سنت ميتيلاتوسِ قدّيسِ کبيرِ بزرگِ اعظم
18 و 30 شهريور 1391، 8 و 20 سپتامبر 2012

?
پابرگ‌ها:
[1] سربابِ نسک – بدل: حُسن‌الختام/ختم‌المقال
[2] قوابل= جمعِ ساختگیِ من‌درآوردیِ «قُبُل»!
[3] مُرده‌ری =مُرده‌ريگ =از مرده بازمانده، ميراث. (اين بيت، بعداً، در دوشنبه، 3 مهر 91، افزوده شد.)
[4] بدل: به سنجه‌یِ معيارِ روزگار

pdf
http://naqhayez.files.wordpress.com/2012/09/behtarin.pdf

No comments:

Post a Comment