Sunday, December 22, 2013

ای به‌نسبت در شمارِ جانور!

به جنابِ رضا پرچی‌زاده، پيش‌کش می‌کنم! [1]

ای به‌نسبت در شمارِ جانور!

زبان گر به نظمِ دری می‌گشود
کرونبرگ، بی‌شک چُنين می‌سرود! [2]
اعدام می‌کنی، بکن، امّا به‌دار نه
پنهانی و شبانه بکن؛ آشکار نه!
ما غربيان، شقاوت‌مان نرمْ‌ورژن است
يک‌يک بکش هزار و، به‌ناگه هزار نه!
ای ما فدایِ عربده-فرهنگِ قدسی‌ات
پنبه‌ست تيغِ رومیِ ما؛ ذوالفقار نه!
«خامُش‌کُشی» چرا؟ ز حقوقِ فَشَل مترس
نق می‌زنيم گه‌گه و، البت، هوار نه!
فارغ، بکش سيامکِ مهرِ لعينِ گبر
بنگر! شويم قدرِ جوی بی‌قرار!؟ نه!!
اين نقّ‌ونوقِ گاه‌گه از ما، خَديعتی‌ست
شو از درِ گلايگی؛ امّا شکار نه!
نسرين و جعفر از چه به‌زندان همی‌کنی؟
باشد ستم به مهره‌یِ خود، افتخار؟ نه!
پُر صد جُوالِ عشوه، ز خلقِ اَپَوْ، تو را-ست [3]
باری، نمايشی بده و، کارزار، نه!
اصلاح‌گرْ جماعتِ مخلوقِ تو، هلوست
عُريان، خودِ "خودی" بُوَد و، با شِعار: نه!!
هشدار! تا سوئيتِ مناسب ادا کنی
آدينه‌شب، مگو که فُلان‌اش به‌کار نه!!
...
خواهی که مکرِ مات رهاند ز منجلاب
زين رودِ خون، گذر کنی، ارچه گُدار نه
ايران بسوز و خاک کن و يک‌وجب ممان
تا همچنان، تو مانی و ما؛ وين ديار نه!
با ما به‌صلح باش و، بده نفت و، خون بريز
وين بمب و، بلعِ منطقه و، اقتدار، نه!!

يلدا، 1392. عثمانیِ قديم؛ نوشهير.
pdf:
http://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2013/12/nesbat_kronberg.pdf

?
پابرگ‌ها:
[1] برایِ سپاس از اين مقاله‌یِ ايشان: "وقتی که حقوق بشر «نسبی» می‌شود"
https://khodnevis.org/article/54314#.UrXiqdIW37T
[2] برایِ آگهی از افاضاتِ بانو کرونبرگ، بنگريد به:
http://www.radiofarda.com/content/f10-tarja-cronberg-iran-execution-rouhani-sotoudeh-panahi/25205482.html
[3] اَپَو، در فارسیِ زادگاهِ سُراينده (طبسِ گيلکی)، چيزی‌ست در مايه‌هایِ «کُسِ‌گَوْ» [=کُسِ‌گاو]! (جميعاً يعنی کُس‌مشنگ و هپل‌هپو و ميخچه و مشنگ و ابله و ازين‌قبيل!)
صورت‌هایِ پيشينِ اين مصرع (که به دل‌ام نبود):
گر می‌کنی که خلقِ اَپَوْ را کنی جُوال
خلقِ اَپَوْ، به‌عشوه، خفن، در جُوالِ توست

No comments:

Post a Comment