Tuesday, January 27, 2009

كاش ...

زير ِ تيغ ِ جلّاد نشسته‌ام
در آخرين لحظه‌ای كه
هنوز
فكر می‌كنم
تا فرود آمدن
فاصله‌ای هست

پيشانی بر كُنده و
زانو بر زمين

و سايه‌ی ِ نرم ِ شمشير
سوز ِ آفتاب را
از گردن‌ام
دور می‌كند


كاش می‌توانستم شاهد ِ مرگ ِ خويش باشم
آن‌گاه كه جوشش ِ ابدی ِ‌كفر
از رگان‌ام
جوانه می‌زند

ای
كاش‌ش‌ش ...

870707

No comments:

Post a Comment