Saturday, December 22, 2007

خونابه


مرگ شيرين است
وقتی از وجود ِ من
- اين عبث‌تلخای ِ شوم ِ بی‌سرانجامی -
ديگری آزار می‌بيند .

تو چه می‌گويی ؟
من بر اين‌ام كه اگر حتّی
آن‌كه اين تلخی بر او می‌بارَد از تلخای ِ شوم ِ من ،
دوست نه ؛
دشمن !


وای من ، كاينك
از وجود ِ من
- اين گزنده تلخی ِ ناخوار -
يار در آزار !

وای بر من ؛
مرگ !
مرگ بر من ؛
وای !!


860927


œ
JPG


Ê

1 comment:

  1. تیرم نرسد پس ز چه رو اندازم؟
    سیلم چو برد خانه خود چون سازم؟
    بی اسب و سپر بی زره و بی شمشیر
    کون لخت و برهنه چُل به کونت تازم

    ReplyDelete