Donnerstag, November 15, 2007

چه واژگون ...


چه می‌‌شود اگر كه ما
به‌‌دور ازين تفاله‌‌ها
خدای‌‌باوران ِ بی‌‌نهاد ،
- اتقيا

دمی زنيم ؟


چه واژگون شده‌‌ست واژه‌‌های ِ ما !
كدام اشقيا ؟
كدام اتقيا ؟

شقی من‌‌ام كه غرقه‌‌ی ِ شقاوت ِ شما شده‌‌ست لحظه‌‌لحظه‌‌های ِ من ؛
شما ، شما گروه ِ اتقيا !


چه ناتوان شده‌‌ست واژه‌‌های ِ ما !
حلال‌‌زاده چيست ؟
« حرام » زاده‌‌ايم ما كه لحظه‌‌لحظه‌‌هايمان حرام ازين حلال‌‌خوارگان شده‌‌ست
حرام ازين حلال‌‌زادگان .
حرام ازين تفاله‌‌ها ،
خدای‌‌باوران ِ بی‌‌نهاد ؛
اتقيا !



خدای را !
چه واژگون شده‌‌ست كار و بار ِ ما
نمودگار ِ ما و كردگار ِ ما .


به گفته‌‌ی ِ زبان نهاد نام ِ خويش « رحمتی برای ِ هردو عالم ِ جهانيان »
وليك در عمل چه بود ؟ جبرئيل شد مگس ، به رای ِ رحمت‌‌اش بريد و
« زحمتی برای ِ هردو عالم ِ جهانيان » به‌‌جا نهاد ...


860822

( 1 ، 2 ) JPG


Ê

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen