Monday, March 05, 2007

وارونگی از اين بيشتر ؟!

در اسلام ، می و عشق و شادی و رقص و عشرت و جشن و بازی و خنده و خوش‌خواری ، ممنوع و حرام است ؛ و مستوجب ِ حدّ و تعزير ؛ و بعضاً – در نهايت – موجب ِ اعدام . ( از گوشت‌ها نيز ، بهترين ِ آن حرام شده ! )
و امّا ، پستی‌ها و رذالت‌هايی که آزاد و حلال و مقدّس شمرده شده : کشتن ، غارت ، فضولی ، مردم‌آزاری ، تجاوز ( در قرآن ، جواز ِ همخوابگی با زن ِ شوهردار نيز هست ) ، کودک‌آزاری ، و از همه نفرت‌انگيزتر : دروغ و ريا ؛ که اصل ، اُسّ الاساس ، و اُمّ الاُسطُقُسّات ِ دين ِ نبوی ِ محمّديّه به‌شمار می‌رود ...

اين سخن که به فشردگی ِ تمام بيان شده ، ممکن است شعار به نظر برسد ؛ و يا – به احتمال ِ بيشتر - : سخنی اغراق‌آميز ، و از روی ِ خصومت و کين‌توزی و تعصّب !
به نظر ِ من ، اسلام ، درست وارونه‌ی ِ حقيقت است . و همين است که بيان ِ حقيقت را با دشواری روبه‌رو می‌سازد ؛ و باعث می‌شود که برخی آن را شعار يا سخنان ِ کين‌توزانه بينگارند .

می‌گوييد توضيح بده ؛ مشروحاً اثبات کن ...
به جان ِ جدّ ِ جهودم ، مجال ندارم ؛ فرصت نيست ؛ له شده‌ام ...

v
چند روز بود در صفحه‌ی ِ آگهی‌های ِ روزی‌نامه‌ی ِ خراسان و هفته‌نامه‌ی ِ شهرآرا ( !! ) ، در‌به‌در پی ِ وام ِ خريدنی می‌گشتيم ، که بدهيم به قرض‌هايی که امان‌مان را بريده . و يافت نشد که نشد . يافت شد ، امّا برای ِ ضامن مشکل داريم . البتّه به برکت ِ اسلام ِ ناب ِ محمّدی ، ضامن ِ خريدنی هم هست . پس ، در حقيقت ، در اسلام ِ ناب ِ محمّدی ِ نيک و عزيز ، همه‌چيز خريد و فروش می‌شود . آخر ِ سال بود ، نمی‌دادند !!
از بهار و نوروز و عيد و جشن نفرت دارم .

شماهايی که آنجا ، زير ِ سايه‌ی ِ آزادی و دموکراسی و رفاه و امنيّت نشسته‌ايد ، و با يورش ِ رهايی‌بخش ِ ايالات ِ متّحده مخالفت می‌ورزيد ، معنی ِ « وام ِ قرضی » ، « وام ِ خريدنی » ، و اين حرف‌ها را می‌فهميد ؟ - دروغ نگوييد . نمی‌فهميد .
شما از اهريمن هيچ نمی‌دانيد . شما « زندگی » می‌کنيد ، و : ایّ ، هر از چندی ، چار کلمه می‌نويسيد که شغل ِ شغيل ِ « مبارزه » تان تثبيت شده باشد ... همين !

1 comment:

  1. سلام جناب سهرابی

    خیلی وقته نمینویسید! امیدوارم حالتون خوب باشه

    نوروزتان پیروز

    ReplyDelete