Donnerstag, Juli 23, 2020

ای وای! اين‌دفه ديگه ممّد کارو تموم کرد! اوُفّيش هَيش!

ای وای! اين‌دفه ديگه ممّد کارو تموم کرد! اوُفّيش هَيش!
برهم‌خوردِ شگفت اين که می‌بينم تاريخِ گذاشته‌شدنِ فايلِ صوتیِ حضرتِ نوری‌زاد اندر يوتيوب همان روزی است که من شب‌اش بی‌مقدّمه و انگار که فی مقعدِ صدق‌ام گرفتارِ "اوحينا" شده بوده باشد، اين "خُشکانه" را سروده کرده و به نت اندر کرده همی فرموده بودم!
ازين‌رو اين چند خط را اين‌جا می‌گذارم، و هم‌چنين ازآن رو که دردم آمد که ديدم فايل را دوستِ نازنين، جنابِ م. سحر به اشتراک گذاشته‌اند! وگرنه هميشه فرموده‌ام که اصلاً نبايد به نقدِ اين ريدگانِ رنگ‌کرده‌یِ اهريمن پرداخت، مگر رد کنی و آن‌هم به هزل و هجا...
:::
يعنی به‌راستی اين خرفستر ما را تا کجاها رنگی تصوّر کرده، ابليس داند و لا!
انگار که ساعت‌ها تمرين هم فرموده بوده.
پيش‌پرسشِ اصلی اين است که از نظرِ فنونِ ساخت، اين فقره به چه گونه‌ای تعلّق دارد؟ -ضبط‌شده‌یِ گفت‌وگويی تلفنی است يا چيزی از جنسِ حضوری؟ ظاهراً حضوری نبايد بوده باشد... البتّه هيچ فرقی هم نمی‌کند.
و امّا پرسش:
ايشان در لحظه‌یِ جفنگيدن کجا تشريف‌مند می‌بُوَند؟ در زندان (يا همان به‌قولِ خودشون: اتاق! –که جايی می‌فرمايند که به اتاق برگشتيم!! ما تا حالا نشنيده بوديم کسی –آن‌هم يک زندانیِ خيلی حرفه‌ایِ اماله‌وار- به "زندان" و "بند" بفرمايد: اتاق!) يا جايی بيرون، مثلاً در خيابان؟
شکّی نيست که بايد "زندان" بوده باشد. آن‌وقت بفرماييد از کی تا حالا زندانی را ول می‌کنند که تلفنی يا شايد حضوراً مجهّز به‌ضبط، چندين دقايق با آرامشِ تمام رجز بفرمايد!؟
وانگهی تا جايی که ما زرتازرت خبردار بوديم (از پيام‌هایِ همسرِ مبارک، اندر سايت‌ها) ايشان اندر گوزگوزِ مرگ همی‌بودند، و اندر اعتصاب و شکسته‌قلبی و عن‌قريب ريغ سرکشيدن! چطور يک‌هاب اين‌قدر قبراق!؟ بازم ابليسِ نازنين داند و ولا!
اون‌جا هم جالبه که می‌فرمان: «من به رئيسِ زندان گرگان گفتم اين جوون رو شما سه سال به‌ش زندان دادين...» -به‌حقِّ کسشيريّاتِ نشنيده! رئيسِ زندان هم حکمِ زندان صادر می‌نمويد!!
و اون‌جاش ديگه خيلی اجلب می‌شه که يه‌هو همسرِ حضرت يادشون مياد که اندر کلّه‌هایِ رنگيده توسّطِ اخبارِ زرتازرت، جنابِ ممّد دچارِ ضعف‌‌القلوب شديد تشريف دارند و نيگا کن مرتيکه پاک فراموش کرده اين تيکّه رو، و هشدار می‌فرمايند که برایِ قلب‌تون ای وای!
...
ببين خرفسترِ محترم، يه فکری به‌حالِ خمِ رنگِ‌ت بکن!
:::
... ويدئو رو نمی‌اشتراکم؛ لکن مع‌الاشف لينکِ‌ش ايناهاش:





Dienstag, Juli 21, 2020

اندر مديحِ دو تن از پاره‌پورگانِ مَبارَز

و لهُ ايضاً،
به‌تلويح، اندر مديحِ دو تن از پاره‌پورگانِ مَبارَز گويد:

ما زاده‌یِ نوريم و طبرزد داريم
از هر آخور که شد درآمد داريم
زی محبس و زی سرای، از برکتِ حق
چون آبِ اماله رفت‌وآمد داريم!

Montag, Juli 20, 2020

هيولایِ چين!

هيولایِ چين!
جهان‌کوبْ ويروس-سربازِ چين
ز ووهان چو برخاست بر کامِ کين
نخستين، به‌ظاهر، ز اهلِ سرای
درآورد يک‌چند تن را ز پای
وزآن‌پس عنان سویِ گيتی کشيد
همی مرگ پاشيد، هرجا رسيد
نهان‌گه گُزيده تنِ مردمان
که تيغ آشکارا نبيند جهان
بسازد به تن در، هزاران چو خويش
دُمادُم سپاه‌اش کند بيش‌بيش
وزين هر تنان کاو به‌زخم آوَرَد
بپخشد همی مرگ و هر سو بَرَد
جهانی پُر آوایِ مرگ از وی است
همی روزِ بد باز اندر پی است
چه باشد، "جهان‌جنگ" اگر نيست اين
که آغاز کرده هيولایِ چين؟
به تسليح ايدون چو کوشاستی
بدا کارِ گيتی که فرداستی
اروپایِ خواب، آمريکایِ منگ
نجنبند، گيتی گرفته به‌چنگ!

دوصد مرگ بادا بر آن خاکِ شوم
که مرگ آفريده به هر مرز و بوم
ز بمبِ اتم کاش ناگه هزار
برآن خاکِ بدکامه گردد هوار
چو چينیِّ عن در جهان عَن مباد
وزآن بوم و بر زنده يک تن مباد!

م. سهرابی
2020/07/20