Dienstag, April 03, 2012

هيچ‌کس نمی‌تواند به عقايدمان اهانت کند...

پيش‌سخن:
بارها اين را نوشته‌ام که من به‌عنوانِ يک -عجالةً- ايرانی، هيچ کاری با جميعِ اديانات‌هایِ ديگر نداريم... فعلاً، فقط اندر فقط، برایِ رهايیِ مردمانِ وطن‌ام، از شرِّ «سيّدِ خيرالبشر» می‌جنگيم... و بنابراين، در حالِ حاضر، کليّه‌یِ اديان‌ها و اَن‌بياهایِ الهی، از آدمِ سفيه گرفته تا عيسایِ مسيح، به‌ناچار بايد خود را در صف ايستانده‌کرده کنند و انتظار بکشند و لطفاً نوبت را بکنند، رعايت، تا ايضاً کارمان که با اين جرثومه تمام شد، شايد بلکم فکری به حال‌شان کرديم!!

و امّا، متن:
واداشتنِ زوربيشانه، ابلهانه، و کاملاً ضدِّ حقوقِ بشری انسان‌ها، به رعايتِ «حريم و حرمتِ باورهایِ سخيفه‌یِ اسلامی، و عقايدِ الهیِ مسلمين»، به دقيق‌ترين وضعِ ممکن، همان در و دروازه‌یِ فراخی‌ست که اهريمنِ نابِ محمّدی، اين دشمنِ سوگندخورده‌یِ بشر، از آن‌جا، بی‌محابا، بر کفر و آزادگیِ ما شبيخون می‌زند...
کسی که اين را می‌فهمد، می‌بايست با تمامیِ هستیِ خويش، با آن بستيزد... و ساده‌ترين راهِ ستيز، پيش از هرچيز، ريدن در اين اصلِ به‌ظاهر "حقوقِ بشری" و "دموکرات‌منشانه"یِ روزگارِ ماست...
بی‌قيف و باقيف، نه‌تنها می‌توان، بلکه بايد در اين اصلِ فراخ، ريد و ريد و ريد... و دمی از توهين به دينِ الهیِ اهريمن، که قابلِ توهين‌ترين پديده‌هایِ هستی‌ست، باز نايستاد!
تنها هنگامی می‌توان از توهين به اسلام صرفِ‌ نظر کرد که اسلام از رویِ زمين محو گشته، و تا هُم‌فيهاخالدون، به مقعدِ اهريمنِ نيستی و مرگ، غلاف شده باشد...
که: ايدون باد!
می‌گويند: توهين به عقايدِ الهیِ اسلام، باعثِ کدورت و ناراحتیِ باورمندانِ آن می‌گردد...
چه ياوه‌یِ سخيفی!
مسلمانی که با شنيدنِ اهانت به اسلام و الله و نبیّ و امام و کتب‌اش، اندوهگين می‌گردد، راهِ بسيار ساده‌ای پيشِ رویِ خود دارد: می‌تواند اسلامِ خود را به‌دور افکند، و مانندِ ما "کافران" باشد که هيچ‌کس نمی‌تواند به عقايدمان اهانت کند؛ چرا که ما کفّارِ ملاعين، اصولاً به هيچ عقيده‌ای، عقيده نداريم!!

Montag, April 02, 2012

اسلام‌زدگی يا زهرآبِ کورانديشی

مقاله‌ای از بينش‌ور بزرگِ روزگارمان، مردو آناهيد:



اسلام‌زدگی برآيندِ يک خوره است که از کودکی در بينشِ مسلمانان جايگزين می‌شود. بينشی، که به اين زهرآب رنگ گرفته باشد، پديده‌های هستی را تنها در تنگنای اسلام می‌شناسد. خردِ اين کسان، در پيوند با اسلام‌زدگی، از کارآريی باز می‌ماند، نگرش آن‌ها، از تاريکخانه‌ی اسلام، فراتر نمی‌رود. رهايی از اين بيماری، بدون شناسايی بُن نهادِ اين پليدی، بسيار دشوار است.
تا کنون کمتر انديشمندی يا پزشکی برای شناسايی يا درمان اين بيماری گام برداشته است. برای رهنمود و کاوش، در ژرفای ناخودآگاهِ انسان، افزون بر دانايی به چشمی ژرف‌بين و نگرشی آزاد و روشن نياز است.

متنِ کامل


$
پی‌دی‌اف:
https://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2012/04/marduanahid_eslamzadagi.pdf

Sonntag, April 01, 2012

نمی‌دهيم!

(غزل‌واره)

ما، دل به سيلِ اندُه و ماتم نمی‌دهيم
غم، راه در سراچه‌یِ خرّم نمی‌دهيم
اندوهِ روزِ پيری و کونِ چَغَل چرا؟!
وقتی که کس نکرد، جهنّم!! نمی‌دهيم!
گرچه به‌فديه، جان به جماعی دهيم، ليک
قبل از دخول، قولِ مسلّم نمی‌دهيم!
در "من‌يزيد"ِ عشق، زيان نيست مر تو را
دل، بيش می‌بری تو و، ما، کم نمی‌دهيم
آن تف که می‌زنيم درِ کونِ نرمِ دوست
يک نرمه‌اش، به کوثر و زمزم، نمی‌دهيم!
نز بيم، کز ادب، به تو مادرفُلانِ رذل
زآن فحش‌هایِ فاحشِ محکم نمی‌دهيم
افسون مخوان؛ فسارِ خرد را، به خواب نيز
در دستِ چون تو –منگلِ مُلهَم-، نمی‌دهيم!
زين گردبادِ کفر، که می‌توفد از درون
جز تيز، بر "تفاله‌یِ اعظم" نمی‌دهيم!!
الحاد و بيم و زخمِ درون، غربت و گريز
فی‌الجمله، می‌خريم و، بها هم نمی‌دهيم
تأويلِ عارفانه ندارد؛ صريح و محض:
يک استکان عرق، به دو عالم نمی‌دهيم!!


شنبه، 12 فروردين 91، 31 مارس 2012

?
پس‌نگاره:
امروز، چهارشنبه، 11 ارديبهشت 1392، اوّلِ میِ 2013، اندر مکانِ ملکوتیِ «ميدانِ ساعت»، نوشهير، ايستاده بوديم که بيتی از ما متراوش گشت...

بر وعدِ کُس به عالمِ "شايد بُوَد"، به‌نقد
از دست، اين هلویِ فراهم، نمی‌دهيم!

(به يحتملِ زياد، حينی که ايستاده بوده‌ايم، تيکّه‌ميکّه‌ای چيزی از جلوِ "هلوبين"هایِ مبارک‌مان گذر نموده بوده است! وگرنه، الهام‌جانِ ما که مثلِ الهام‌جانِ بعضی شعرا بيکار تشريف ندارند، که هوين‌جور تخمی‌تخمی، چيز در کنند...)
همچين که به خانه رسيديم، فی‌الفور آن را ميانهِ بيتِ 4: «در "من‌يزيد"ِ عشق، زيان نيست مر تو را» و 5: «آن تف که می‌زنيم درِ کونِ نرمِ دوست» قرار داديم!

$
اين‌هم متنِ عکسی، و فايل پی‌دی‌افِ نسخه‌یِ ويرايش‌شده:
https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEhvfoe5Mj52oxzx_VzX79ZyeUDCIub7GApMOflb81zltERH6QkiQEfn1KTYCy3G4uRuMKA8QfvyKzXskKPQhCPYg8OUpBDEIpHMrla5db9nOXCg0ZFuUQMe1b9Z-Va-vg5r2khZMw/s1600/nemidahim_ghazalvare_Ed11ordi92.PNG
http://naqhayez.files.wordpress.com/2013/05/nemidahim_ghazalvare_e11ordi92.pdf