Montag, Mai 09, 2011

پيش‌کش به: اذبيایِ «ولايت مطلقه‌ی کورشِ کبير»!

ای «کفر» شما، تمام «اسلام»
وز کفر، درآن نه هيچ، جز نام
گوهر، نشود به ادّعا راست
کافر نتوان شدن به اوهام
انگيختگی ز خويش بايد
تا بر پری از سلاسلِ دام
يک‌روز محمّدت زد افسار
وامروز، نموده کورش‌ات رام!
از خواب برآی و، خويش بنگر
افتاده ز هردو سویِ اين بام!
شمشير به‌کف، دهان کف‌آلود
پر خشم و خروش و، غرقِ دشنام
هرکس که نه کورشی، به‌دار است
بی مهلت و، بی وکيل و، فرجام!
دعوی چه کنی که کافری تو
ای يک‌تنه صد «جهانِ اسلام»!؟

صدپاره شده‌ست مامِ ميهن
ای ابنِ دبنگِ گولِ خودکام
دينِ دگری مساز ما را
ناشویِ دگر نخواهد اين مام!
مضحک، که به خود لقب دهی «خاص»
گر خاص تويی، که وای بر عام!!

م. سهرابی
18 ارديبهشت، 8 می 2011

نسخه‌ی عکسی (فونتِ بدر)

Samstag, Mai 07, 2011

ترسِ عزرائيل!

احمدِ جنّتی حکايت کرد
با يکی از پيمبرانِ کهن
که بُدَم طفل، بيگ‌بنگِ نخست
وز صدای‌اش، به خويش ريدم، من
نفس‌ام رفت و، چون کشيدم آه
عن‌ام آمد ز کون به سوی دهن
رخ و ريش‌ام، تمام گند گرفت
نامِ من گشت «شيخکِ ريمن»
زآن‌سپس مانده‌ام همی با ننگ
پر تفِ اَه‌اَه از زمين و زَمَن
هرگه آيد به‌سوی‌ام عزرائيل
گيردش وحشت و، به‌فوت و به‌فن
می‌گريزد هزارسال فزون
تا مبادا بگيرم‌اش دامن
که شود قبضِ روح، بی‌معنی
زين طراوت که هست در رخِ من!!

سر سنت ميتيلاتوس قدّيس کبير
ملقّب به «شاؤول‌بن‌اسرائيل‌بن‌يهوه»
17 ارديبهشت؛ 7 می 2011

Freitag, Mai 06, 2011

آی‌ی‌ی‌ی نامردااااااااااااا من سهم‌مو می‌خواااااااااااااااام....

صفحه‌ی شريفه‌ای يافتيم با عنوان مبارک «سهم 50 درصدی ايران در ارتباط با رژيم حقوقی دريای کاسپين می‌بايست محفوظ گردد»

اين عريضه‌ی مؤيّده را نوشته کرديم که آن‌جا چيز کنيم؛ امّا گفتيم نکند چيز کنند و بدشان بيايد. ايدون‌باد شد که بياييم هر غلطی می‌خواهيم بکنيم روی چيز خودمان بکنيم؛ و ديفال مردم را خط‌خطی نفرماييم؛ که فحش به ما پرتاو نفرمايند يک‌وقت ايدون...

و اين است آن متن تبارک و تعالیٰ:

:::::::::::::

سهم 5 درصدی يا 50 درصدی!؟
البتّه، تلاش در اين زمينه بسيار عاليه؛ امّا کاملاً بی‌فايده‌ست دوستان!
تا اسلام هست، غم نداريم! چه غمی؟!

دريای خزر يا کاسپين (يا با اين اسم غلط مستحدث «مازندرون») در هرصورت جزء «دنيا» به‌شمارمی‌ره، و برای ما که به حول و باطری Ridamtoosh الهی، در روضه‌ی رضوان «آخرت» به‌سرمی‌بريم، جيفه‌ی کثيف دنيوی محسوب می‌شه، ايضاً...
من به سهم خودم، از شرّ همون 5 درصدش‌م ميگذرم! همه‌ش باشه مال اهل دنيا. برای ما، همين «آخرت»، نيک بسنده‌ست و، از سرمون‌م زياده!
يه‌مشت آب شور به‌دردنخور بياد مانع سعادت اخروی‌مون بشه؟! نمی‌ذاريم! به خيک دريده‌ی ابوالفضل‌بن‌عبّاس‌بن‌قمر قسم اگه بذاريم...

گذشت اون زمانی که اون محمّدرضای کافر آريامهر می‌خواست ما سعادتمندان عرصه‌ی آخرت رو، به‌زور از روضه‌ی رضوان «ملک يوم‌الدّين» بکشه بيرون و پرت‌مون کنه توی دنيا؛ اون‌م جاهای خفن، مثل «تمدّن بزرگ» و «وجهه‌ی جهانی» و ازين‌جور جيفه‌جات دنيوی!
خوب شد که انداختيم‌ش دور کافر خصم آخرت رو...

...
حالا اگه خيلی دوس دارن بدن، عيبی نداره، ورمی‌داريم؛ ولی بايد بگيم که چيز اندک‌مندک به جايی‌مون نمی‌رسه؛ حدّاقل‌کم بايد 250 درصد بدن؛ وگرنه باشه مال خودشون!
نه پنج می‌خايم نه پنجاه
فقط دويست‌و‌پنجاه!!