Monday, January 21, 2008

بيداریِ مرگ

بيداریِ مرگ

هنگامی که از «بيداریِ مسلمين» سخن می‌رود، بند بندِ تن‌ام می‌لرزد. چه واژه‌هایِ موهشی! چه واقعه‌یِ هولناکی!
چنان است گويی، که درنده‌یِ مخوف، و کشتارگرِ سيری‌ناپذيری به‌خواب رفته (که ای کاش خوابِ مرگ بود...)، و او تخم‌گذار است، و در همه‌یِ روز و شبانی که در خواب بوده نيز، هم‌چنان، چنان‌که گويی می‌ريند، بيضه نهاده است. نه يک، نه دو، بلکه هزاران، ميليون‌ها. چند‌صد ميليون تخم گذاشته است دابّة‌الارض[1]. اهريمن. و اين ريدگان می‌لولند. و گروهی از ايشان می‌گويند ما خواب‌ايم؛ امّا در حالِ بيدارشدن.
ولی مقصود، بيداریِ اصلِ خرفستر و خرفسترِ اصلی است. اين خرفستر، زمانی که بيدار بوده، اوايلی که از آسمان، آسمانِ سياه، اُشکوبِ اهريمن، بر زمين فرو ريده شده، تا چند قرن، غرقِ کشتار بوده. از نفرين‌هایِ سوره‌هایِ مکّی بگير، بيا تا آخرين يورش‌ها در اواخرِ سده‌یِ پنجم (يازدهم و دوازدهمِ ميلادی)، که با جنگ‌هایِ مشهور به "صليبی"، متوقّف گشت؛ تا باز که در سده‌یِ پانزدهمِ ميلادی (نهمِ هجری) تجديد شد و... تا برسيم به ان‌قلّابِ 22 بهمنِ 57، در ايرانِ فلک‌زده.

مقصود از بيداریِ اسلامی، چيزی نيست جز قدرت‌يافتن برایِ هجوم؛ و اقدام به برافکندنِ مردمان. در اوستا آمده است که اژی‌دهاک سه‌کلّه‌یِ سه‌پوزه‌یِ شش‌چشم، آرزو دارد که مردمانِ هر هفت کشور را براندازد![2]

اروپايی‌هایِ به‌ظاهر خيلی زرنگ و هشيار، گويی هنوز در جوانیِ مالرو[3] به‌سر می‌برند.
با همه‌یِ تيزهوشیِ خود، نمی‌توانند بفهمند که تا همين‌جایِ کار نيز، قدری از قافيه را باخته‌اند. فزونی‌يافتنِ مهاجرت‌هایِ مسلمانان به سرزمين‌هایِ اروپايی، و زاد و ولدِ سنّتیِ ايشان، خطرِ بالقوّه هولناکی را، درست بيخِ گوشِ اروپایِ متمدّن، با ضامنِ کشيده، کار گذاشته؛ امّا ايشان، خوابِ دل‌خوشی‌هایِ دورانِ استعمار را، با رنگ‌هایِ جديد مزمزه می‌کنند! آمار هم که می‌گيرند، گويا چندان باعثِ هراس‌شان نمی‌شود!!
از ديدگاهی ديگر، وضعِ امريکا هم، تفاوتِ چندانی با اروپا ندارد؛ بلکه حتّی شايد وخيم‌تر باشد. امّا اين‌جا هم، همان غفلتِ اروپايی ديده می‌شود؛ و فريادهایِ "مرگ بر امريکا" را زيرسبيلی رد می‌کنند.
اين فريادها، اگرچه اکنون به حلقوم‌هایِ خاصّی محدود است، جز به معنایِ «اعلامِ جنگِ اسلام به کفر» نيست. در اين وضعِ خاص، به نظرِ من، نه خاص و عام بودنِ حلقوم‌ها اهمّيّت دارد، و نه تعدادِ آن؛ بلکه، اين نفسِ عمل است که بايد موردِ توجّهِ جدّی قرار گيرد.
از نظرِ من، که تمدّن و فرهنگِ امريکايی را، نماينده‌یِ نوعیِ تمدّن و فرهنگِ بشری می‌شمرم، فريادِ "مرگ بر امريکا"، جز «اعلامِ جنگ به انسان» نيست. هم‌چنان که معنایِ "مرگ بر اسرائيل"، چيزی نيست جز بازتوليدِ توحّشی که هزار و چارصد سالِ پيش، قلعه‌هایِ يهودِ يثرب را با خاک يکسان می‌کرد.

q
جهان در معرضِ فاجعه است. پراکندگیِ امّتِ اسلامی، و تقسيمِ اسلام به انواع و اقسام، نمی‌تواند و نبايد مايه‌ای برایِ غفلت و خوش‌خيالی گردد.
فريادِ "مرگ بر انسان"، حتّی اگر از حلقومِ تنها يک تن برآيد نيز، قابلِ چشم‌پوشی و مدارا نيست؛ چه رسد به آن‌که از متن و بطنِ يک دين برآيد. اين فريادی است که از لا‌به‌لایِ تک‌تک کلمات و سطورِ کتاب‌الله به‌گوش‌می‌رسد.

بند بندِ تن‌ام می‌لرزد وقتی به سرانجامِ اين غفلت می‌انديشم...

28 آذر 1386
$
دست‌نوشته: ص1، ص2
:

&
کتاب‌شناخت:
اوستا. کهن‌ترين سرودها [و متن‌ها]یِ ايرانيان. گزارش و پژوهشِ دکتر جليل دوستخواه. (2 جلد). انتشاراتِ مرواريد. اوّل، 1370.
ضد خاطرات. نوشته‌یِ آندره مالرو. ترجمه‌یِ ابوالحسن نجفی-رضا سيد حسينی. شرکت سهامی انتشارات خوارزمی. چاپِ تيرماهِ 1365 هـ ش. تهران. 5000 نسخه. بها: 1300 تومان. (چاپِ اوّلِ متنِ فرانسه: گاليمار، 1967 م. پاريس. چاپِ اوّلِ ترجمه‌یِ فارسی: تيرماهِ 1363 هـ ش. تهران.)

?
پابرگ‌ها:

[1] نام، واژه، و تعبيری قرآنی است. درست به خاطر ندارم کجا و در کدام سوره آمده. گويا جانورِ مهيب و عجيبی است که –شايد- پيش از قيامت ظاهر می‌شود. جالب اين‌جاست که الهی قمشه‌ای (نه اين خرفسترک که در تلويزيون وِر می‌زند؛ بلکه ابویِ شريفِ ايشان بوده، که ترجمه‌یِ قرآن دارد.) در ترجمه‌یِ خود، -اندر پرانتز- می‌گويد که از نظرِ شيعه، منظور از دابّة‌الارض، علی بن ابی‌طالب است، سلام‌الله عليه!!
[2] رک: اوستا. آبان‌يشت؛ (کرده‌یِ هشتم) بندِ 30 (چاپِ دکتر دوستخواه، ج 1، ص 303).
[3] که می‌گويد: «هرچند که من در جوانی، شرق را عربِ پيری ديدم که بر گُرده‌یِ خرِ خود، در خوابِ بی‌پايانِ اسلام فرو رفته است...» [ضدِّ خاطرات؛ ص 21]

4 comments:

  1. ba salam
    man chanta site dashtam mikhastam khdemateton moarefi konam vase linke ABC
    www.laptopforoshi.com foroshe laptop
    www.mobileforoshi.com foroshe mobile
    www.vakavi.com agahi rayegan

    ReplyDelete
  2. ای کرده به ما کیر خر اسلامت
    گسترده ز برفم به سر خود بامت
    گر سِنده بُود نشانه ای از انسان
    زیبنده بود آیت ِاَللَّه نامت

    ReplyDelete
  3. استاد! مدتهاست که نیستید....
    اگه آپ نمی کنید خبری از خودتون بدید چون خیلی نگران حالتون هستم

    با تجدید احترام
    شیخ بیابانی

    ReplyDelete