Saturday, January 12, 2008

شوخی ِ دوباره با شيخ بيابانكی ؛ و خطاب به سيامك

با شيخ بيابانكی ( + + )

گر به شعرت هزار كار كنی
كون ِ استاد ِ خويش پاره مكن
كون ِ پاره چگونه پاره شود ؟
پاره‌پوره است ؛ تو دوباره مكن !
}
گر رود آه ِ او سوی ِ گردون
قدسيان ، كون ِ تو ز هم بدرند
قدسيان را كه می‌شناسی تو
كه پشيمانی‌ات به چُس نخرند !
}
توبه كن ، توبه ؛ باز گرد از ره
كاين رهی سخت بی‌سرانجام است
كون ِ خود گر هزار پاره كند
اوستاگا هميشه ناكام است !
}
ليكن اين از حقوق ِ استاد است
كه گذارد به كون ِ شاگردش
تا مهذّب نمايد از بيرون
به وسيله ، درون ِ شاگردش !!
}
طبع‌ام اينك روان شده‌ست چو آب
كون ِ خود گير ؛ رو فلنگ ببند
گرنه زين پاره‌تر شوی ، ای شيخ
بيش‌تر زين به ريش ِ خويش مخند !
}
خرزه گر من برآرم از شلوار
رستم ِ يل گريزد از زابل
كون ِ اسفنديار پاره كنم
به همين يك‌وجب كه دارم چُل !
}
آه ، ای كون‌دريده شيخ ِ عزيز
از من اين چند بيت را بپذير
خواه می‌خُسب و ، خواه زانو زن
می‌خور اين خرزه‌ی ِ كلان و ، ممير !
}
زنده باشی هزار سال ، كه من
كون ِ نازت هزار پاره كنم
گر بگويی كه دردم آمد ، آخ
كشم البتّه و ، دوباره كنم !
}
ليكن ای دوست ، خسته‌ام ؛ خسته
شعر ِ هزل‌ام نمی‌كند خوشنود
خون همی گريم از غم ِ ايران
كه چه شد ؟ كو ؟ كجاست ؟ چه بود ؟!
}
وطن ِ تازه‌تر ز برگ ِ گل‌ام
به مزابل همی شده مانند
آن‌چه من می‌شناختم ، اين نيست
كاش با نام ِ ديگرش خوانند
}
ای وطن ، آفتاب ِ روشن ِ من
از چه رو گشتی اين‌چنين شب ِ تار ؟
كاش ابنای ِ تو به‌پاخيزند
بر سر ِ اهرمن كشند هوار
}
از ستون‌های ِ تخت ِ جمشيدت
بتراشند و ، خرزه‌ای سازند
پهلوان‌وار ، همچو رستم ِ يل
بر كُس و كون ِ قدسيان تازند
}
خاك ِ الله را به باد دهند
وز شرف سر بر آسمان سايند
به هجاها ، همه ستبر و كلان
مادر ِ اهرمن فروگايند !

بامداد ِ نهم ِ دی‌ماه ِ 1386


hh
برای ِ سيامك ِ عزيز ؛ نويسنده‌ی ِ « گزارش به خاك ِ ايران »

سيامك ، بعد ِ قرنی ، سال و ماهی
به وبلاگ ِ حقير ِ من زده سر
ولی ديده كه اين‌جا كون‌درانی است
به خود ترسيده از اين وضع ِ منكر
}
كنون گويم به قصد ِ عذرخواهی
سيامك‌جان ، ببخش ، اين‌ها زبانی است
ميان ِ بنده و اين شيخ ِ ملعون
به جنگ ِ زرگری ، اُرجوزه‌خوانی است !
}
من ِ پير ِ چغل ، كون‌ام كجا بود
كه شيخ‌اش پاره سازد در بيابان ؟
وليكن ، می‌كنيم اين لفظ‌بازی
برای ِ شادی ِ وبلاگ‌خوانان !
}
غرض ، آقا سيامك ، يار ِ دلبند
اگر ترسيده‌ای ، بر ما ببخشا
به قرآن می‌خورم من گند ِ سوگند
كه نبوَد گادن ِ كس در سر ِ ما !
}
نترس و ، در مرو ، آقا سيامك
بيا بنشين تو هم قدری صفا كن
اگر وضع ِ مزاج‌ات رو به راه است
دوبيتی شعر ِ كيری نذر ِ ما كن !!
}
وليكن ، اين‌كه گويی كون‌درستی
مرا باور نمی‌آيد ، سياجون
خدا داند كه در ايّام ِ پيشين
به قدر ِ پشم ِ كون‌ام ، داده‌ای كون !
}
مترس ؛ اين‌جا همه كون‌پارگان‌ايم
كسی بيگانه و ناآشنا نيست
طريق ِ راستی پوييم يكسر
به راه ِ راستی ، ستر و ريا نيست !

3 و 4 بعد‌از‌ظهر ِ همان‌روز


œ
1 / 2
... ...


Ê

4 comments:

  1. جناب سهرابی
    از لطف و توجه شما ممنونم که مرا مخاطب شعر خود قرار داده اید. من طبع شعر وشاعری ندارم تا به مصاف شما برآیم. خواستم به عنوان سپاسگزاری هدیه ای ناقابل خدمت شما ارسال کنم. اما به علت کهولت سن و سردی سخت هوا، هدیه ام آنقدر بزرگ نشد که از این فاصله دور به دست شما برسد. لذا با اظهار شرمندگی، تصویری از آن را به حضورتان تقدیم می کنم. یک نسخه از این تصویر را هم به دوست عزیزتان شیخ بیابانی بدهید. ای بسا روزی روزگاری دردی از ایشان دوا کند
    ارادتمند
    سیامک
    http://bp0.blogger.com/_Y3U_tLuHp28/R4lDCAQxNaI/AAAAAAAAACg/Anl76JRDoms/s1600-h/kiresiamak.jpg

    ReplyDelete
  2. عجب کونی علم کردست مهدی
    که کیری در خورش منهم ندارم
    اگر رخصت دهد استاد ما را
    روم از شرم وی کاندوم بذارم
    شکارم گرچه از دلسنگیت دوست
    ولی در دام کونت هم شکارم
    ببین همه دسته دارد هم که کاسه
    بیا زخمی بزن با کون به تارم

    ---

    اگر در محضرت من همچو شاگرد
    نشستم ساکت و گوشم به درست
    به زیر شورت من کیری خطاکار
    بخواند عشوه ها از کُنه بحثت

    ---

    اگر کیرم خطاکارست مارا
    ببخشا حد مزن این بینوا را
    نداند کیر من غیر از تباهی
    تو خوبی کن که آموزد صفا را
    مزن لاف از ندادن کون دریده
    نکن نزدیک من این ادعا را
    ز پروانه مگیر آن شمع و پنهان
    ز پیغمبر مکن غار حرا را

    ---

    مهدی کنمت به کیر خشمم آخر
    روزت بکنم رنگ چو پشمم آخر
    حرمت بنهم گر به اساتیدم لیک
    کون تو ببند همه چشمم آخر

    ---

    دستم مزنی پس که دلم میگیرد
    بیرون ز پَست کیر خرم میمیرد
    بر کیرم اگر کون تو دارد صاحب
    خواهد دل چُل هرچه ز کون می بیند

    ---

    کیرم نکم به کون هر کَس ریرا
    امشب بکنم تو کافر حَربی را
    از من چو بپرسی که بود آن خوشبخت
    گویم که ببین رفیق ما ، مهدی را

    ---

    استاد منی ، منی بریزم پایت
    با خرزه کنم به برگ کون امضایت
    تا درس محبت دهی ام در مکتب
    از فضل خدا کون شده از اعضایت

    ---

    بیرون بکشم چون ز نیامم شمشیر
    دیگر نشناسم که جوانی یا پیر
    نارس بکنم شبی به کیرم پخته
    پیران همگی جوان کنم من با کیر

    ---

    گیرم ز تو دامن که منم حاجتمند
    روزان و شبان تا بشمارم تا چند
    یا کیر مرا میده به کونت جایی
    یا خور که هم ارضا کندش این ترفند

    ************************

    کیرم چو رسد به کون اکبر امشب
    از هم درمش چو مرد بر بر امشب
    تا کون بکند کون علی خواهم برد
    یک گلّه یِ خر به بیت رهبر امشب


    کوروش چه شده اُمّت مارا ای وای
    بین مردم ما به زانوان نی بر پای
    بعد از دوهزاری که نکردی کس را
    بیرون شو ز خاک و سد علی از کون گای

    ReplyDelete
  3. سلام دوستان
    من با بخش اعظم حرفهايتان موافقم اما چرا با اين شعر ها و توهين ها به اديان بخش مهمي از حرفهايتان را بي ارزش مي كنيد.اگر ما مي خواهيم بيدار گري كنيم و از بت سازي جمعي مذهبي پرده برداريم پس با اين حرغها چرا؟
    به وبلاگ من هم سري بزنيد
    www.ensankhoda.blogfa.com/

    ReplyDelete
  4. سلام
    همه غم ایران دارند و ظاهراً شما بیشتر از دیگران.زیرا ناگاه و نا خودآگاه از حرفها و شعر های ک....ری، ک.....نی، گریز به ایران می زنی و غم دلت تازه می شود:

    «««كشم البتّه و ، دوباره كنم !
    ليكن ای دوست ، خسته‌ام ؛ خسته
    شعر ِ هزل‌ام نمی‌كند خوشنود
    خون همی گريم از غم ِ ايران
    كه چه شد ؟ كو ؟ كجاست ؟ چه بود ؟»»»

    اما نمی دانم چرا از بین این همه دلسوزان وطن هیچکس جز حرف و شعر کاری دیگر ،نه می داند و نه، می کند.
    شاید این همان «هنری» است که فردوسی آنرا ویژه ایرانیان می داند و بس.
    اینطور نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چه باید کرد، از کجا آغاز کنیم و چگونه؟
    عزت خیلی ی ی ی زیاد
    .............................
    این هم پا ورقی
    بنده از کاربرد صفت « ک...ری، ک....نی» قصد اهانت ندارم.بلکه بالعکس کما فی السابق خواننده و تحسین کننده قلم و شعرهای شما هستم،گرچه ممکن است تحسین بنده«تحسین جاهل» باشد.

    ReplyDelete