Saturday, January 28, 2006

آيات ِ كوتاه از سُوَر ِ بلند ( اوحام ِ فمينيستي )

و سپس از ايشان پيمان گرفتيم كه
شبانْ‌روز پنج بار ، 17 كرّت
خم نموده بگويند : بار پروردگارا ! برسان .

گروهي از ايشان پيمان ِ خويش شكستند
و ما بر ايشان خشم آورديم ، خشم آوردني
اگرچه پيش از آن نيز مر ايشان را نمي‌كرديم ، رحمت كردني .

دو ديگر آنان‌اند كه بگردانيديم چهره‌شان را بر گونه‌ي ِ كپّيان
از آن پس كه به كونْ‌مرزي ِ خويش زمين ِ پاك ِ خداوند را
بندازْگاهي ساخته‌بودند از آن دست كه
لوط بديشان فرمود : زكي !

اينان بي‌راهان‌اند كه همواره از كاروان عقب مي‌مانند ؛ عقب ماندني !

و ما خوشْ‌ناكي ِ ايشان را از پس قرار داديم
امّا گروهي از ايشان ارتداد نموده ، پيشْ‌روي كردند
و ما پس و پيش ِ ايشان را يكي نموده ، بر ايشان
ايدز فرستاديم ، فرستادني .

و رستگاري نيست مر ايشان را ، مگر پناه برند به دستان ِ خويش ؛ پناه بردني .
و در اين ، البتّه براي ِ ايشان سودهاي ِ بسيار است ؛ ليكن درنمي‌يابند .

و سه‌ديگر آنان‌اند كه مر ايشان را « مُطابقون » گويند
و ايشان مادينگان‌اند
كه به هم مي‌مالند ، ماليدني .
و فروج ِ خويش مي‌آرايند ، آراستني .
و فرمان‌هاي ِ ما را به ايكّي دانه از پشم ِ فرج ِ خويش نمي‌خرند .

و ايدون مي‌آزارند نرينهْ‌بندگان ِ ما را
بدان هنگام كه آب از لب و لوچه‌شان سرازير مي‌شود
و اين آيات را زمزمه مي‌كنند كه :
اي كاش من هم يك زن بودم !


ششم آبانْ‌ماه 1384

No comments:

Post a Comment