Donnerstag, November 28, 2019

ابنِ دبّاغ...


ابنِ دبّاغ...
ابنِ دبّاغ شده گاله‌به‌هشدار و به‌جاست
که به ماتحتِ تمام‌اللَّه‌اش اين‌بار بُکاست! [1]
هان! مجو زاهرمن ای خسترِ گوزيده، پناه
که خودش گوزِخلاصیِ‌زده‌یِ دارِ فناست!
چارده قرن بلا بس نبُوَد ريده‌یِ خير؟
زنده شرّا که ازآن راه به آزادیِ ماست!
...
ما و تسليح؟ بدين بيلچه‌یِ کفرِ خفن
کنده گورِ تو و جمهوریِ اسلامِ خلاست!

::::
شنبه-دوشنبه، 4-2 آذر 1398؛ 25 نوامبر 2019
م. سهرابی
&
منبع‌الافاضات:

?
پابرگ:


[1] مصراعِ دوّم، در اصل اين بود:
زآن‌که ماتحتِ تمام‌اللَّه‌اش اين‌بار به‌گاست!
و اصل‌تر:
... رسول‌اللَّه‌اش ...!


فيلُ‌سوف!


فيلُ‌سوف!
بياييد ای همه گيتی، که وقتِ آخ و اووف آمد
که از اين بچّه‌دبّاغان، يکی هم فيلُ‌سوف آمد!

به آخ آمد، به اووف آمد
همی تنگ‌اش گرفت و
ريد
خدا را فيلُ‌سوف آمد!
خدا را فيلُ‌سوف آمد!

::::
بامدادِ دوشنبه، 4 آذر 1398؛ 25 نوامبر 2019
م. سهرابی

نه‌نه‌نه‌نه به خشونت!! (پونز!)


نه‌نه‌نه‌نه به خشونت!!
خوانديم که سيدحاج‌گنج‌الله، المشتهر به "اکبرپونز" جايی «اندر مذمّتِ خشونت» گاله‌گشا شده. بی‌معنی اين دوبيتوک به‌قالبِ جفتوک، از ما به‌درافتاد:
 
نطفه‌ام بوده خشن، کاين‌سان دغل
حکمت‌اللَّه را همی‌دارم مچل
می‌کند ارشادم اکبر، من ببو
می‌کنم پونز به اين و آن فرو!

::::
بامدادِ دوشنبه، 4 آذر 1398؛ 25 نوامبر 2019
م. سهرابی