Sonntag, November 09, 2014

الحجابُ اَکرَهُ‌المکروهات فی‌البنداز!

الحجابُ اَکرَهُ‌المکروهات فی‌البنداز!
ما گر ز حجاب شکوه آغاز کنيم
زآن نيست که با شرع، جدل ساز کنيم
ترسيم که شب چو عزمِ بنداز کنيم
بايد دوسه تُن لتّه ز وی باز کنيم!

يک‌شنبه، 18 آبان 1393؛ 9 نوامبر 2014


به بهانه‌یِ اين ويدئو:
http://youtu.be/mgw6y3cH7tA


نسخه آمریکایی «حجاب مصونیت است نه محدودیت»
https://www.facebook.com/mehdi.parpanchi/photos/a.302592706529711.68489.299496943505954/631342980321347/?type=1

Samstag, November 01, 2014

آدم يادِ مرحومِ پشمک می‌افتد!

آدم يادِ مرحومِ پشمک می‌افتد!

مردک طوری حرف می‌زند که انگار همه‌یِ زنانِ ايران، قبل از 57، در روسپی‌خانه کار می‌کرده‌اند!!
...
آدم يادِ مرحومِ پشمک (آية‌الله شيخ ابوالحسن شيرازی، امام‌جمعه‌یِ چندين سال پيشِ مشهد – از تيره‌یِ "امام‌جمعه‌هایِ نخستين"!) می‌افتد...  که يک‌بار در خطبه‌ها فرموده بود:

اين‌ها همه از برکت‌هایِ انقلاب و امام است... اگر امام خمينی انقلاب نکرده بود و هنوز همان رژيمِ منحوسِ طاغوت بود، اين خانم‌هایِ محترم که اين‌جا نمازجمعه تشريف آورده‌اند، معلوم نبود که الآن در کدام جنده‌خانه بودند!

::::
اگر کسی فکر می‌کند اين فقره از بابِ اغراق و شايعات است، می‌تواند از مشهدی‌هایِ آن روزگار (مشهدی‌مهدیِ قاتل، جاودان‌ياد مشهدی‌مسعودِ کَغَه، مرحومِ منتحر: مشهدی‌آغاممدرضایِ زجاج‌العلما، زنده‌باد مسجون‌الکفراء‌والمرتدّين مشهدی‌مملی مُعَنوَن به سيامک‌الفضلا، مشهدی‌باقرِ عربی‌دون، مشهدی‌کاظم مشهور به حاج‌مصوِّر، مشهدی‌جواد‌آغایِ بادسنج، مشهدی‌رضایِ استاد؛ و سايرِ مشهديّونِ غيورِ ولايات) بپرسد تا بداند چه حالی می‌کرديم با اين مرحومِ پشمک!

بله، ما يک‌چُنين امامانی داشته‌ايم و، خود، بی‌خبر...

جالب است بدانيد و آگاه بوده باشيد که در اينترنت جُستيدم و مع‌الاسف از بياناتِ آن امامِ هُمام، هيچ گيرم نيامد!
درد داره منو می‌کشه...

J
در اشاره به اين ويدئو، از گُه‌خوری‌هایِ مردک صانعی:



ترانه‌ای در مايه‌یِ غيبت!

ترانه‌ای در مايه‌یِ غيبتِ ولیِّ عصر
   حضرتِ مسعود هلو!
(ارواح‌المجاهدين علی‌القاعدين اجراً عظيما لهُ‌الفداء)
 

مسعود، امامِ عصر، ازآن‌اند در کمون
گويا زده دوثلثِ بواسيرشان، برون
گشته دَمَر، به‌حيرت ازين چرخِ واژگون
کاينک، چگونه بايدشان داد، باز، کون!!
 
::::
شنبه، 10 آبان 1393؛ اوّلِ نوامبر 2014

&
برایِ اين نوشته‌یِ گيله‌مرد:

در کامنت نياوردم؛ و به‌جایِ آن، اين توضيح را گذاشتم:
در اين سواليخ که ما را جرأت يُخ! چون از شما هيچ بعيد نيست برويد به حضرتِ عجّ‌الهُلو خبر ببريد؛ امّا، در سواليخاتِ خودمان، مع‌الاشتراک، هرچه می‌خواهد دلِ تنگ‌ام، می‌گوزی‌ی‌ی‌ی‌م!
خدا را چه ديده‌ايد...

J
نسخه‌یِ خطّی: