Montag, Februar 13, 2012

مُنگليسمِ آريايیِ نمک‌نشناس

مضحک‌ترين نکته در «آريايی‌بازی»ِ ايرانی، می‌تواند اين باشد که گويا آريايی‌پرستِ ايرانی از ياد برده است که نمی‌تواند –يا به‌عبارتی ديگر، فرقی با مضحکه ندارد، اگر بخواهد- آريايی‌گری و "دار و دمبک"ِ آريايی‌اش را، بر سرِ کسانی بکوبد که –در خوش‌بينانه‌ترين انگاره- آن را به او شناسانده‌اند، و يا –در انگاره‌ای بدبينانه (اگر نگوييم: واقع‌بينانه)- برساخته، و به دست‌اش داده‌اند، تا زمانی از وی به‌عنوانِ نعم‌البدلِ نفوذی در پشتِ جبهه‌یِ دشمن، بهره برند، و زمانی ديگر –بنا به اقتضا- با تماشایِ کژ‌رقصی‌هایِ غرورآميزِ تاريخی-قبيله‌ای‌اش، کمی حال کنند... –که اعنی همين دنيایِ "پدرسوخته"یِ غرب!
زهی نژادِ مُنگُل!
و زهی دلقکانگیِ نمک‌نشناسانه!!

يک‌شنبه، 23 بهمن، 12 فوريه 2012

$
پی‌دی‌اف:
http://irannamag.files.wordpress.com/2012/02/mongolisme_ariaei1.pdf

Samstag, Februar 11, 2012

بيست‌وچار پندوکِ قلم‌انداز + يازده‌تایِ ديگر

1. پفيوز و بی‌اخلاق و کامروا باشيد.
2. گولِ‌ ژاژخايیِ وجدان‌تان را مخوريد.
3. کماکان رذل بمانيد.
4. آب‌زيرِکاه باشيد تا کسی زيرآب‌تان را نزند.
5. تنها رذل‌ها می‌توانسته‌اند به رگِ شانس‌تان بزنند. خوب بود اين را می‌دانستيد و به‌کودکی خود را بيهوده پاره‌پوره نمی‌کرديد و، امروز هم هيچ گهی نشده باشيد.
6. از هيچ پلی رد مشويد تا در معرضِ اندرز نباشيد.
7. هوایِ سازمانِ ناپفيوزِ و قدسیِ ملل را داشته باشيد و به کميساريایِ عالیِ پناهندگان اعتراض مکنيد تا غربت و دربه‌دری پناهجويی‌تان را اين‌گونه خفن تا قيامت کش ندهند.
8. به دروغ‌هايی که می‌گوييد ايمانِ قوی داشته باشيد.
9. در مستراح‌هایِ عمومیِ پارکِ ملّت، عطسه مزنيد تا بنگ و توتون از کفِ دست‌تان نريزد، و بلند مگوزيد تا نشئه‌یِ کرکِ همسايه‌یِ بغلی‌تان نپرد و شما را نفرين نکند.
10. قلم جز به نرخِ روز مزنيد، تا مشتی الکن شما را کُس‌کشِ کُس‌شيرنويسِ بی‌ادب نخوانند.
11. بزرگی فرموده است: زن، زائده‌ای‌ست حولِ محورِ کُس! و بزرگی ديگر فرموده است: بهترين نوعِ زن، جنده‌یِ آن است! سخنِ نخست را نيمی از حقيقت، و سخنِ اخير را تمامْ حقيقت شمرده و به ايشان درود بفرستيد.
12. با مسلمان محشور مباشيد، مگر اين‌که گلوی‌تان پيشِ زن‌اش گير کرده باشد.
13. عارفی را حکايت کنند که روز به دو دِرَم زنبيل بافتی، و به‌شب، در کليدانِ بيوه‌زنان انداختی. زهی عارفِ با معرفت!
14. در جوانی مردمان را بچاپيد تا در پيری به پولِ شما احترام بگذارند.
15. از حکمتِ تف غافل مباشيد و بر سوراخِ سوزنِ مردمان عيب منهيد.
16. زناکار باشيد تا لذّتِ ضايع‌شده در جماعِ شرعی را دريابيد.
17. اوّل برایِ پاچه‌هایِ شلوارتان فکری بکنيد و بعد محکم بگوزيد.
18. به خود بگوييد "مرا چه به اين گُه‌خوردن‌ها؟" و واردِ سياست مشويد.
19. از عرصه‌یِ علومِ اجتماعی، به شرکت در "گردهمايی"ِ شبانه‌اش بسنده کنيد.
20. از منزلتِ کونِ ده‌منی غافل مباشيد و کُسِ دومثقالی را برآن ترجيح مدهيد.
21. نمکدان مشکنيد و بر دخترِ همسايه تهمت منهيد و اميدوار باشيد.
22. مست در کوچه‌هایِ تنگ ويراژ مرويد تا ماشين‌تان زخم و زيلی نشود.
23. اگر در خيابانی شلوغ و تاريک، کسی شما را اشتباهاً انگولک کرد، سپاس‌گزار باشيد و آن را غنيمتِ تمام شمريد.
24. گيرم که پير شده‌ايد و برنمی‌خيزد؛ کيرچشمی را که از شما نگرفته‌اند.
25. از مسلمين، جز مادينگانِ جوان و سفيدشان را به آدم مشماريد.
26. از خانه که قدم بيرون می‌نهيد اگر باران بر شما باريد فوراً برگرديد چون فراموش کرده‌ايد چترتان را برداريد.
27. تا خواهان داريد بدهيد که از شوره‌زارِ پشيمانیِ فردا ذکر نمی‌رويد.
28. اگر کسی بدونِ قصد و غرض به شما سلام کرد، در تحويل‌دادنِ او به مأمورانِ تيمارستان درنگ روا مداريد.
29. عرق به‌اندازه بخوريد تا حريفان از سخاوتِ شما سوءِ‌استفاده‌یِ بهينه نبرند و صبح از کون‌درد نناليد.
30. در جوانی پيران را به‌رايگان بگاييد تا در پيری از رحمتِ جوانان بی‌بهره نمانيد.
31. سيگارتان را جز به آتشِ سيگارِ قبلی روشن مکنيد تا از زيانِ دودِ گوگردِ کبريت و گازِ فندک، سينه‌تنگی نگيريد.
32. با شرّ و وِری که سرِهم می‌کنيد پيوسته آپ‌ديت باشيد تا کنتورِ وبلاگ‌تان پايين نيايد. نترسيد؛ کسی نوشته‌هایِ شما را نمی‌خواند.
33. با زوجه‌یِ خود عاشقانه جماع مکنيد تا آن مادينه‌یِ کم‌عقل، شما را ابله و نديدپديد نپندارد.
34. اندرزهایِ حکيمانه‌یِ ما را چُس مپنداريد و آويزه‌یِ گوش سازيد تا از جهالتِ خود در امان بمانيد.
35. به‌پاسِ آغازِ اين شکم‌رَوِشِ بزرگ، و رفعِ قطعیِ 1400 سده ثقلِ رودگانیِ کشنده، غَرتاغَرتْ گوزاگوز، 22 بهمن را گرامی داريد، که ايدون باد!


?
موارد افزوده: شماره‌هایِ 9، 13، 21، 24، 25، 27، 29، 30، 31، 33، و 34.

22 بهمنگِ 1390، 11 فوريه 2012

$
پی‌دی‌اف: (نسخه‌یِ اوّليّه)
http://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2012/02/24pandook2.pdf
پی‌دی‌اف: (کامل):
http://mehdisohrabi.files.wordpress.com/2012/02/24pandook111.pdf

نسخه‌یِ بعدی؛ با 63 فقره:
http://fardayerowshan.blogspot.com/2012/03/blog-post_04.html

Mittwoch, Februar 08, 2012

و لهُ ايضاً؛ فی ذهب الماء‌المجدّد فرمايد

ولهُ ايضاً؛ «فی ذهب الماء‌المجدّد!» فرمايد:
از ديروز، آب‌مان قطع شده بود، و کلِّ شب، اصلاً نمی‌آمد؛ و بالاخره، حدودِ دهِ صبح آمد...


          بعدِ يک‌شب، به لوله چسپيدن
          منتظر، همچو شيعه‌یِ علوی
          چون فرج رخ نمودمان، دهِ صبح
          آب‌مان آمد و، چه‌جور! قوی‌ی‌ی!!!

م. سهرابی
چهارشنبه، 19 بهمنگِ 1390؛ 8 فوريه 2012