حالا اون مَهدی که نيست، اين «مهدی» که هست! حیّ و حاضر!!
لطفاً دخترخانومايی که دوست دارن ما باهاشون گردهمايی بکنيم، دست چپشونو بگيرن بالا و برن صف سمت راست؛ خانوما هم اجازهنامهی شوهراشونو بگيرن دست راستشون و، برن تو صف سمت چپ!!
شلوغ نکنين؛ داريم ظهور میکنيم ديگه... اَه اَه اَه!!
Sonntag, August 14, 2011
Freitag, August 12, 2011
«« آخرين وضعيت محمدرضا پورشجری (سيامک مهر)

با سلام
در آخرين ملاقات پدرم که در روز 21 مرداد ماه بود، از وی شنيدم که به مدت يکماه است که از درد کليه رنج میبرد و بهتازگی با مشکل گوارشی شديدی مواجه شده که خون زيادی از بدنش دفع میشود. در حدود 2 هفته پيش، دکترای بهداری زندان رجايیشهر به نامهای دکتر چرخگر و دکتر فياض در معايناتی که از پدرم داشتند تأييد کردند که کليهی سمت راست پدرم درحال از کار افتادن است و سنگ توليد کرده؛ که با توجه به اينکه در بهداری زندان دستگاههای لازم برای سنگشکنی و درمان کليهی پدرم موجود نيست، اما هنوز مسئولان زندان اقدامی برای بهبودی پدرم انجام ندادهاند، وگفتهاند اگر رئيس زندان موافقت کند در هفته آينده به بيمارستان رسول اکرم در تهران اعزام خواهد شد. اما تاکنون هيچ اقدامی در مورد مشکلات گوارشی و معدهی پدرم که گويا خونريزی داشته اقدامی نشده، و او در شرايط جسمی فوقالعاده بدی بهسر میبرد و سلامتی وی در خطر است.
همانطور که مطلع هستيد دادگاه پدرم بهتعويق افتاده و در30 آذرماه برگزار خواهد شد، ولی او نااميد بود که تا آن زمان دوام نخواهد آورد.
من از شما و از همهی کسانی که محمدرضا پورشجری را میشناسيد خواهان کمک و ياريتان برای بهبودی و آزادی او هستم.
با سپاس فراوان و با آرزوی آزادی همه زندانيان سياسی
ميترا پورشجری (مهر)
در آخرين ملاقات پدرم که در روز 21 مرداد ماه بود، از وی شنيدم که به مدت يکماه است که از درد کليه رنج میبرد و بهتازگی با مشکل گوارشی شديدی مواجه شده که خون زيادی از بدنش دفع میشود. در حدود 2 هفته پيش، دکترای بهداری زندان رجايیشهر به نامهای دکتر چرخگر و دکتر فياض در معايناتی که از پدرم داشتند تأييد کردند که کليهی سمت راست پدرم درحال از کار افتادن است و سنگ توليد کرده؛ که با توجه به اينکه در بهداری زندان دستگاههای لازم برای سنگشکنی و درمان کليهی پدرم موجود نيست، اما هنوز مسئولان زندان اقدامی برای بهبودی پدرم انجام ندادهاند، وگفتهاند اگر رئيس زندان موافقت کند در هفته آينده به بيمارستان رسول اکرم در تهران اعزام خواهد شد. اما تاکنون هيچ اقدامی در مورد مشکلات گوارشی و معدهی پدرم که گويا خونريزی داشته اقدامی نشده، و او در شرايط جسمی فوقالعاده بدی بهسر میبرد و سلامتی وی در خطر است.
همانطور که مطلع هستيد دادگاه پدرم بهتعويق افتاده و در30 آذرماه برگزار خواهد شد، ولی او نااميد بود که تا آن زمان دوام نخواهد آورد.
من از شما و از همهی کسانی که محمدرضا پورشجری را میشناسيد خواهان کمک و ياريتان برای بهبودی و آزادی او هستم.
با سپاس فراوان و با آرزوی آزادی همه زندانيان سياسی
ميترا پورشجری (مهر)
&
بهنقل از:
ارتای خوشه
http://arttaa.wordpress.com/2011/08/12/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D9%85%D9%87%D8%B1/
کجا داری در میری!؟
(به مناسبتِ به ثلثه رسيدن ماه مبارک؛ با الهام از نازنين ايرج دلبر)

خواب بوديم پرندوش، سحر
بنده، اينجانب و، من، هرسه نفر
که بهناگاه، صدايی آمد
نقنق و چونوچرايی آمد
چون پريديم ازآن خواب عميق
نيک گشتيم به اطراف دقيق
رمضان بود که بر امّت خويش
سخت چسپيده بُد، از جنس سريش
پيش و پس، بسته بر او راهِ فرار
وازليننازده، میداد قچار!
کمر امّت بگرفته به دست
وين سخن، زمزمه درمیپيوست
:
«اين چه بیحسّی و بداخلاقیست
رفته يکثلث و، دوثلثاش باقیست»!!
بنده، اينجانب و، من، هرسه نفر
که بهناگاه، صدايی آمد
نقنق و چونوچرايی آمد
چون پريديم ازآن خواب عميق
نيک گشتيم به اطراف دقيق
رمضان بود که بر امّت خويش
سخت چسپيده بُد، از جنس سريش
پيش و پس، بسته بر او راهِ فرار
وازليننازده، میداد قچار!
کمر امّت بگرفته به دست
وين سخن، زمزمه درمیپيوست
:
«اين چه بیحسّی و بداخلاقیست
رفته يکثلث و، دوثلثاش باقیست»!!
نسخهی پیدیاف
J
آدينه، 21 اَمرداد، 12 آگوست 2011
Abonnieren
Kommentare (Atom)
