Tuesday, October 02, 2012

ازل‌نامه (اندر مقامات الف. جيم.)

حتّی قبل از محو و نابودشدنِ «فيس‌پوک»ام، به‌دستِ شجره‌یِ خبيثه‌یِ ملعون: ذاکرالبرگ، کلاً عادت داشتم که از هر نوشته‌ای که در فيس‌پوک می‌پُستم، يک‌نسخه هم در وبلاگ‌ام پُستان دهم... و بعد از واقعه که ديگر کلاً سه‌برابر عادت کرده‌ام...
لکن‌مع‌الاسف،
اين‌فقره (از 27 مارس 2012)، گويا نشر نيافته بوده!

×××


ازل‌نامه
(اندر مقامات الف. جيم.)

(0)
آ... آ... آ... شمارش معکوس شروع می‌شه... می‌شمريم: ... پنج... چار... سه... دو... ای‌بابا، اين‌که واز اين‌جا وايستاده... آهای! احمد!... احمدجان!... يه‌کم برو اون‌ورتر، يه‌وخ تيکّه‌پاره‌هام بهت نگيره؛ آخه، ديگه وقتشه، دارم خودمو می‌ترکّونم، بلکم اقلّ‌کم چارتا کهکشون ازم دربياد... می‌شنوی احمدجان، يا از فرط پيری، کر شدی... دِ برو کنار ديگه! اَه...

(حضرتِ عدم [نقطه‌یِ "هيچ"]، خطاب به احمد جنّتی؛ لحظه‌ای قبل از استارت "بيگ‌بنگِ اوّل")

No comments:

Post a Comment