Mittwoch, September 07, 2011

دختران خطّه‌ی رشت!

سام‌ميرزا صفوی، در «تحفه‌ی سامی» آورده است که در شهر رشت، دختران «بند تنبان» می‌بافند و برای فروش، به بازار می آورند؛ و شاعری (مخفی نام) در اين باب گفته است:

مخفيا! دختران خطّه‌ی رشت
چون غزالانِ مست می‌گردند
در پی مشتری، به هر بازار
بندِ تنبان به‌دست، می‌گردند!!


?
در مصرع سوّم، ممکن است «از پی مشتری...» يا «وز پی مشتری...» هم بوده باشد.
از حافظه نقل کردم. سپاس‌گزار خواهم بود اگر عزيزانی که تذکره‌ی «تحفه‌ی سامی» به دست‌رس دارند، نگاهی بيفگنند...

Sonntag, September 04, 2011

اخطار مستند

بارالها!
اون‌همه آيه‌ی بيهوده اومدی
خواستی سر ما رو شيره بمالی
که برا رسيدن به اون حوری‌لگوريات
نماز بخونيم
روزه بگيريم
به زندگی‌مون گند بزنيم
امر به منکر بکنيم
خشتک اين و اونو جر بديم
پفيوز باشيم
رذل بشيم
بشيم يکی مث خودت
بريم واسه‌ت آدم بکشيم
...

حالا من فقط يه‌دونه آيه اومده‌م
اون‌م با سند!
...
انصافاً
بيا برو درِ اون لگوری‌خونه‌تو گِل بگير، کُس‌کش...
ما اين‌جا خودمون
نه بلگ چغندريم
نه بيل به کمرمون خورده!
...
برو درشو ببند
وگرنه
ميام اون عرش‌تو
مث فرش
لوله می‌کنم
می‌کنم
تُو کونت...!


@@@
http://biertijd.com/mediaplayer/?itemid=17708

$
PDF

امان! های امان!!

ای‌کاش که جای برپريدن بودی
وز دست زنان، ره رهيدن بودی!
يا از پس صدسال، ازين بند و بلا
امکان دمی مجرّديدن بودی!!