Dienstag, Mai 02, 2006

دكتر رامين جهانبگلو بازداشت شده است

بسياري از رسانه هاي خبري ي جهان و برخي از تارنماهاي فرهنگي ي ايراني، گزارش ِ به شدّت نگران كننده ي ِ ناپديدشدن ِ دكتر رامين جهانبگلو، فرهيخته ي آزاده و روشنفكر و نويسنده و مترجم و استاد سرشناس ِ ميهن مان در تهران را نشرداده و مايه ي اضطراب و دل واپسي ي همه ي انديشه ورزان و دوستداران فرهنگ و ادب و قلم شده اند.

دكتر رامين جهانبگلو بازداشت شده است
رامين جهانبگلو، نويسنده و سرپرست گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهش‌هاى فرهنگى ايران بازداشت شده است. انتشار خبر دستگيرى جهانبگلو موجب تعجب و نگرانی محافل روشنفكرى در ايران و خارج شده است.

Mon / 01 05 2006 / 16:08دويچه وله / كيواندخت قهاری:

براى كسانى كه نشريه‌هاى روشنفكرى و فرهنگى ايران را مى‌شناسند يا با محافل بحث و گفتگو در باره فلسفه معاصر سر و كار دارند، دكتر رامين جهانبگلو نامى‌ است ‌آشنا. رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانه‌شناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست. امروز اين خبر منتشر شد كه رامين جهانبگلو در اواخر هفته گذشته در بازداشت به سر مى‌برد. از قول دوستان دكتر جهانبگلو گفته شد كه خانواده وى اين خبر را تاييد كرده اند. در اين مورد عيسى سحرخيز، روزنامه‌نگار در تهران به صداى آلمان گفت: ”من با دوستانى كه نزديكتر با اين ماجرا بودند و اين خبر را با خانواده ايشان چك كرده‌اند از طريق تلفن صحبت كردم و آنها گفتند كه از اظهارات و نحوه صحبت‌هاى خانواده ايشان و خانم آقاى جهانبگلو برمى‌آمد كه اين خبر صحت دارد و ايشان دستگير شده‌اند.“در اين ميان سايت اينترنتى تلويزيون كانادا نيز از دستگيرى استاد دانشگاهى طرفدار دموكراسى در ايران خبر داده است. روزنامه اينترنتى ”روز“ از قول برخى از نزديكان جهانبگلو مى‌نويسد كه احتمال دارد كه جهانبگلو بخاطر اين دستگير شده باشد كه در مصاحبه‌اى با روزنامه‌اى اسپانيايى به گفته‌هاى رييس جمهور ايران احمدى‌نژاد در باره افسانه بودن هولوكاست، كشتار يهوديان، انتقاد كرده است.اما بخشى ديگر از نزديكان فكرى جهانبگلو اين امر را نامحتمل مى‌دانند و مى‌پرسند كه چرا شخصيتى كه به دور از سياست به كار فرهنگى مشغول است را دستگير كرده‌اند. عيسى سحرخيز در پاسخ به اين پرسش كه علت دستگيرى دكتر جهانبگلو چه مى‌تواند باشد گفت: ”ما هيچ گونه اطلاع موثقى در اين باره كه علت دستگيرى چه بوده نداريم و همان گونه كه گفتم خانم ايشان بسيار نگران بودند و هيچ صحبتى را نمى‌كردند و طبيعتا هم وقتى كه آقاى جهانبگلو دستگير شدند كسى به ايشان دسترسى نداشته كه از علت دستگيرى مطلع باشد. هر چيز كه گفته شود تنها مى‌تواند حدس و گمان باشد.“برخى ناظران سياسى و فرهنگى معتقدند كه دستگير‌ى دكتر رامين جهانبگلو مى‌تواند نشانگر مقابله محافظه‌كاران در ايران با گسترش افكار مدرن و سكولار باشد. رامين جهانبگلو فعاليتهاى آموزشى خود را از ۱۳ سال پيش در انجمن حكمت و فلسفه تهران آغاز كرد. انتشار مصاحبه‌هاى او با شخصيتهاى انديشمند جهان چون آيزايا برلين و جورج استاينر، در نشريه‌هاى روشنفكرى و علمى تهران موجب شهرت او در ايران شد. از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از ”جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، ”مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران“، ”ايران و مدرنيته“ و ”انديشه عدم خشونت“.جهانبگلو در سالهاى اخير به عنوان محقق در انجمن ايران‌شناسى فرانسه در تهران مشغول به كار بود. فعاليتهاى آموزشى جهانبگلو با سمت استاديار رشته فلسفه سياسى در دانشگاه تورنتو كانادا ادامه يافت. آخرين سمت او در ايران سرپرستى گروه انديشه معاصر در دفتر پژوهشهاى فرهنگى بوده است.

از :http://iranshenakht.blogspot.com/2006/05/332.html

Montag, Mai 01, 2006

خنده‌ی ِ سرد

خنده‌ی ِ سرد [1]

صبحگاهان که بسته می‌مانَد
ماهی ِ آبنوس در زنجير ،
دُم ِ طاووس پر می‌افشاند ،
روی ِ اين بام ِ تن بشسته ز قير

چهره‌سازان ِ اين سرای ِ درشت ،
رنگدان‌ها گرفته‌اند به کف .
می‌شتابد ددی شکافته پشت ،
بر سر ِ موج‌های ِ همچو صدف .

خنده‌ها می‌کنند از همه سو ،
بر تکاپوی ِ اين سحرخيزان .
روشنان سر به سر در آب فرو ،
به يکی موی گشته آويزان .

دلربايان ِ آب بر لب ِ آب
جای بگرفته‌ند .
رهروان با شتاب و در تک و تاب
پای بگرفته‌ند .

ليک باد ِ دمنده می‌آيد ،
سرکش و تند ،
لب از اين خنده بسته می‌مانَد .
هيکلی ايستاده می‌پايد .

صبح چون کاروان ِ دزد زده ،
می‌نشيند فسرده ؛
چشم بر دزد ِ رفته می‌دوزد ؛
خنده‌ی ِ سرد را می‌آموزد .

?
[1] نيما يوشيج ؛ زندگی و آثار ِ او . از دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی . بنگاه مطبوعاتی صفی‌عليشاه . دوّم ، اسفند ماه 1346 – فوريه 1968 ؛ ص 259.
مجموعه‌ی ِ کامل ِ اشعار ِ نيما يوشيج ؛ فارسی و طبری . تدوين سيروس طاهباز . انتشارات ِ نگاه . اوّل 1370 ؛ ص 8 – 287. ( تاريخ ِ شعر در اين کتاب 1319 آمده . )
اندک تفاوت ِ شعر در اين دو کتاب ، محدود است به پاره‌ای نشانه‌گذاری‌ها ( ويرگول ، و ... ) . ممکن است به استناد ِ اين اختلاف ، اين‌گونه تصوّر شود که در هر دو منبع ، نشانه‌گذاری‌ها از اهتمام‌کنندگان باشد ، نه از شخص ِ نيما ؛ امّا چنان که از يک صفحه از دو صفحه عکس ِ دست نوشته‌ی ِ نيما که در آغاز ِ « مجموعه‌ی ِ کامل ... » آمده ، ديده می‌شود نيما نشانه‌گذاری می‌کرده . پس برای ِ اين اختلافات بايد گفت : متأسّفانه ! آن وقت همين ما فضلات مدعّی‌ايم که مثلاً می‌خواهيم متون ِ کهن ِ فارسی تصحيح کرده کنيم !

Quack

1. هر کس به کسی نازد ، ما هم به Quack نازيم !
2. رازی عرق سگی را کشف کرد و ميم سين ، Quack را !!


البت قبلاً به اين مکشوفه لينکيده‌ام ؛ امّا گفته‌اند کار از محکم‌کاری عيب نمی‌کند . گفتم نکند يک وقت آن ته مه ها خوب ديدار نبُوَد .